<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>dadajan.bologfa.com</title>
<link>https://dadajan.blogfa.com</link>
<description>عشق یعنی زيستن</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 07 Feb 2026 03:45:11 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>تازمانی که پول داری نباید هیچ همسایه ی گرسنه بماند</title>
<link>https://dadajan.blogfa.com/post/451/%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%be%d9%88%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d9%87%db%8c%da%86-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87-%db%8c-%da%af%d8%b1%d8%b3%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af</link>
<description>/داستان:درسی که هیچ مدرسه‌ای یاد نمی‌دهد هر روز غذای همکلاسیِ فقیرم را می‌دزدیدم تا با تح-قی-رش سرگرم شوم… اما روزی که نامه‌ای را خواندم که مادرش در کیسه‌ی غذا پنهان کرده بود، غذا در دهانم طعم خاکستر گرفت. من تر-س-ناک‌-ترین قلدر مدرسه بودم. اسمم سباستین بود. پدرم سیاستمدار بود و مادرم صاحب زنجیره‌ای از مراکز لوکس سلامت. بهترین کفش‌ها را می‌پوشیدم، جدیدترین آیفون را داشتم و در قصری بزرگ زندگی می‌کردم… اما درونم، تنهایی خفه‌کننده‌ای لانه کرده بود.</description>
<pubDate>Sat, 07 Feb 2026 03:45:11 +0330</pubDate>
<dc:creator>dadajan</dc:creator>
<guid>dadajan.blogfa.com/post/451</guid>
</item>
<item>
<title>ستم والدین برجوانان</title>
<link>https://dadajan.blogfa.com/post/450/%d8%b3%d8%aa%d9%85-%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86</link>
<description>در جامعه‌ی ما، وقتی دختر به ۱۶ سالگی می‌رسد، والدین می‌گویند: هنوز در حال درس خواندن است، بگذارید اول تحصیلش را تمام کند… در ۱۷ سالگی… می‌گویند هنوز باید بیشتر درس بخواند… در ۱۸ سالگی… می‌گویند حالا باید برای گرفتن مدرک اقدام کند… در ۲۰ سالگی… (خانواده‌ای خواستگاری می‌آید) می‌گویند پسر از دختر کم‌سوادتر است، پس نمی‌توانیم بدهیم… در ۲۱ سالگی… (خواستگار دیگری می‌آید) می‌گویند خارج از قوم و طایفه است، نمی‌توانیم… در ۲۲ سالگی… پسر درآمد کمی دارد، چطور می‌تواند</description>
<pubDate>Thu, 08 Jan 2026 10:20:42 +0330</pubDate>
<dc:creator>dadajan</dc:creator>
<guid>dadajan.blogfa.com/post/450</guid>
</item>
<item>
<title>ارزش واقعی هدیه</title>
<link>https://dadajan.blogfa.com/post/449/%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c-%d9%87%d8%af%db%8c%d9%87</link>
<description>معلم و دانش‌آموزان به کادوی زشت پسربچه یتیم خندیدند، اما جمله‌ای که بچه گفت، کلاس را به مجلس عزا تبدیل کرد... 🎁 روز معلم بود و میز خانم معلم پر شده بود از کادوهای رنگارنگ، جعبه‌های کادویی گران‌قیمت، ادکلن‌های مارک‌دار و گل‌های زیبا که دانش‌آموزان ثروتمند مدرسه آورده بودند. خانم معلم با لبخند کادوها را یکی‌یکی باز می‌کرد و تشکر می‌کرد. نوبت به کادوی «علی» رسید. پسربچه‌ای فقیر و خجالتی که ته کلاس می‌نشست.</description>
<pubDate>Sat, 13 Dec 2025 17:33:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>dadajan</dc:creator>
<guid>dadajan.blogfa.com/post/449</guid>
</item>
<item>
<title>حفظ آبروی شاگرد توسط معلم</title>
<link>https://dadajan.blogfa.com/post/448/%d8%ad%d9%81%d8%b8-%d8%a2%d8%a8%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%af-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b7-%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85</link>
<description>/اعتراف تکان‌دهنده معلم پیری که باعث شد شاگرد قدیمی‌اش زانو بزند و زار زار گریه کند... سال‌ها پیش در کلاسی شلوغ، ساعت مچی گران‌قیمت یکی از دانش‌آموزان ثروتمند گم شد. دانش‌آموز با گریه به معلم گفت: «آقا، ساعت من دزدیده شده!» معلم رو به کلاس کرد و گفت: «هرکس ساعت را برداشته، لطفاً پس بدهد.» اما هیچکس تکان نخورد. معلم که نمی‌خواست پای پلیس و ناظم به میان بیاید و آبروی کسی برود، فکری کرد و گفت: «همه شما بلند شوید و رو به دیوار بایستید و چشمانتان را محکم</description>
<pubDate>Wed, 10 Dec 2025 21:19:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>dadajan</dc:creator>
<guid>dadajan.blogfa.com/post/448</guid>
</item>
<item>
<title>هیچگاه پدر را جلوی فرزندش شرمنده نکنید</title>
<link>https://dadajan.blogfa.com/post/447/%d9%87%db%8c%da%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7-%d8%ac%d9%84%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%b4-%d8%b4%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%86%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af</link>
<description>ماجرای عجیب جعبه کفش پاره و پدری که با چشمان خیس مغازه را ترک کرد! 👟 عصر پنجشنبه بود و مغازه کفش‌فروشی شلوغ. مردی میانسال با کاپشنی که رنگ و رویش رفته بود، دست دختربچه‌ی ۷-۸ ساله‌ای را گرفته بود و وارد شد. چشمان دخترک برق می‌زد. یک‌راست رفت سراغ کفش‌های صورتی چراغ‌دار که پشت ویترین دیده بود. دخترک با ذوق کفش را پوشید و شروع کرد به کوبیدن پاهایش روی زمین تا چراغ‌های پاشنه‌ی کفش روشن شود. خنده از لبش نمی‌افتاد.</description>
<pubDate>Wed, 10 Dec 2025 21:11:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>dadajan</dc:creator>
<guid>dadajan.blogfa.com/post/447</guid>
</item>
<item>
<title>بازگشت نیکی به خودمان</title>
<link>https://dadajan.blogfa.com/post/446/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d9%86%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85%d8%a7%d9%86</link>
<description>*یک حکایت واقعی و پر از درس*💠 🔸این ماجرا در کشورِ سوریه (شام) اتفاق افتاده و راوی آن صاحب یک کارگاه خیاطی است. او می‌گوید: 🔸من کارگاه خیاطی کوچکی داشتم. در همسایگی‌مان زنی زندگی می‌کرد که شوهرش فوت کرده بود و سه کودک یتیم را تنها بزرگ می‌کرد. روزی به کارگاه آمد و با حالی دلسوزانه گفت: «فلانی، یک چرخ خیاطی از شوهرم مانده که با آن کار می‌کرد؛ اما ما کار با آن را بلد نیستیم. دوست دارم بتوانم خرج این بچه‌ها را دربیاورم.</description>
<pubDate>Wed, 03 Dec 2025 11:50:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>dadajan</dc:creator>
<guid>dadajan.blogfa.com/post/446</guid>
</item>
<item>
<title>قاعده فراموشی برای دانش آموزان</title>
<link>https://dadajan.blogfa.com/post/445/%d9%82%d8%a7%d8%b9%d8%af%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%a7%d9%86</link>
<description>چرا خیلی از درس‌ها را زود فراموش می‌کنیم؟ * مغز ما یک قانون مهم دارد: اگر مطلبی را بعد از یادگیری مرور نکنیم، مغز فکر می‌کند به آن نیاز نداریم و خیلی سریع آن را پاک می‌کند! شاید باور نکنی، اما: تا ۲۴ ساعت بعد از مطالعه، حدود ۷۰٪ مطالب فراموش می‌شود! قانون طلایی یادگیری یادگیری بدون مرور = فراموشی یادگیری + مرورهای کوچک و منظم = ماندگاری در ذهن *راه نجات از فراموشی چیست؟* مرورهای کوتاه و زمان‌بندی‌شده! لازم نیست دوباره از اول بخوانی… فقط سریع مرور کن تا مغز</description>
<pubDate>Thu, 13 Nov 2025 05:03:42 +0330</pubDate>
<dc:creator>dadajan</dc:creator>
<guid>dadajan.blogfa.com/post/445</guid>
</item>
<item>
<title>دانش آموز باید رویای پیشرفت داشته باشد تا موفق شود. </title>
<link>https://dadajan.blogfa.com/post/444/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%d8%b1%d9%81%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d8%af-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%b4%d9%88%d8%af-</link>
<description>یک استاد می‌گوید. من به یک مدرسه ابتدایی منتقل شدم. مدیر مدرسه مرا به دفترش فراخواند و با صداقت گفت: «می‌خواهم رک و راست با تو صحبت کنم. کلاس سوم ما سه کلاس دارد. در دو کلاس، دانش‌آموزان ممتاز هستند و کلاس سوم – که به تو سپرده شده – پر از کودکانی است که ضعیف و ناامیدند. اگر بتوانی حتی چند نفر را تغییر دهی، احترام و تحسین همه را به دست می‌آوری. اگر نه، هیچ کس تو را سرزنش نخواهد کرد، زیرا والدینشان نیز از ضعف آن‌ها آگاهند.» وقتی وارد کلاس شدم، به دنیای کوچک</description>
<pubDate>Sun, 05 Oct 2025 19:25:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>dadajan</dc:creator>
<guid>dadajan.blogfa.com/post/444</guid>
</item>
<item>
<title>عوارض دیر خوابیدن </title>
<link>https://dadajan.blogfa.com/post/443/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d8%b1%d8%b6-%d8%af%db%8c%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%86-</link>
<description>1. کاهش تمرکز و یادگیری مغز برای تثبیت مطالب و انتقال حافظه کوتاه‌مدت به بلندمدت به خواب کافی نیاز دارد. دیر خوابیدن باعث ضعف در یادگیری، یادآوری و حل مسئله می‌شود. 2. افت تحصیلی کمبود خواب باعث خواب‌آلودگی در کلاس، کاهش انگیزه، و افت نمرات می‌شود. 3. تأثیر بر رشد جسمی در دوران نوجوانی، ترشح هورمون رشد بیشتر در خواب شبانه اتفاق می‌افتد. دیر خوابیدن می‌تواند بر رشد قدی و بدنی اثر منفی بگذارد. 4. افزایش اضطراب و تحریک‌پذیری دانش‌آموزانی که دیر می‌خوابند</description>
<pubDate>Fri, 26 Sep 2025 19:36:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>dadajan</dc:creator>
<guid>dadajan.blogfa.com/post/443</guid>
</item>
<item>
<title>انواع نکاح دوران جاهلیت، قبل از ظهور اسلام</title>
<link>https://dadajan.blogfa.com/post/442/%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%ad-%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%87%d9%84%db%8c%d8%aa%d8%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%b8%d9%87%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85</link>
<description>1- *استبضاع:* این بود که مرد، همسر خود را نزد مرد دیگری می‌فرستاد تا از او باردار شود؛ این کار معمولاً وقتی صورت می‌گرفت که شوهر نازا بود یا آن مرد دیگر از خاندان و نسب بالاتری برخوردار بود. 2- *مضامدة:* زنان فقیرِ شوهردار نزد مردان ثروتمند می‌رفتند، و پس از آنکه مالدار می‌شدند، نزد شوهرشان بازمی‌گشتند. 3- *بغاء* (فحشا): مرد با زنی در برابر دستمزد توافق‌شده رابطه جنسی برقرار می‌کرد. 4- *زنا:* مرد با زنی بدون هیچ هزینه‌ای رابطه جنسی داشت.</description>
<pubDate>Thu, 25 Sep 2025 20:40:31 +0330</pubDate>
<dc:creator>dadajan</dc:creator>
<guid>dadajan.blogfa.com/post/442</guid>
</item>
</channel>
</rss>
