دکتر علیرضا مصباحی متخصص گوش و حلق و بینی می گوید: کودکان روستایی زیر یک سال که در محیط زندگی خود با انواع و اقسام ویروسها سر وکار دارند، احتمال ابتلای آنان به آلرژی در آینده به مراتب کمتر است زیرا فعالیت در مزرعه موجب مقاوم سازی در برابر آلرژی میشود بنابراین کودکان را نباید از ویروسها و میکروبها خیلی دور نگه داشت.
وی تصریح کرد: یکی از مهمترین عوامل مستعد کننده در زمینه ابتلا به سینوزیت و عفونتهای چرکی گوش، آلرژی است. در صورت کنترل شدن آلرژی احتمال ابتلای این افراد به سینوزیت و عفونتهای چرکی گوش کمتر میشود بنابراین بیمارانی که به طور مداوم سرما میخورند و سینوسهای آنان چرک میکنند باید به پزشک مراجعه کنند چون آنان معمولا به یکی از بیماریهای زمینهای مبتلا هستند که شایعترین بیماری زمینهای آلرژی است بنابراین آلرژی باید به طور مناسب، تشخیص داده و درمان شود.
این روزها عبارت مرگ مغزی را زیاد میشنویم، اما این بیماری که همه از شنیدن نامش متاثر میشوند، چیست و چه ویژگیهایی دارد؟
مرگ مغزی به معنای از دست دادن تمامی عملکردهای مغز است و در پی توقف کامل جریان خون به این عضو حساس بدن به وجود میآید.
ادامه مطلب
باتقوا ودیندار باشد.بااخلاق وپاکدامن باشد.مخارج زندگی را یتواند تامین کند.چشم پاک وبا غیرت باشدواز همه مهمتر راز دار همسردر دوران زندگی وبعد از جدایی از هم باشد
ازدواج باعث دوری ازانحرافات جنسی و روابط نامشروع میشود .ازدواج شما را از بی پناهی وسرگردانی وتنهایی نجات میدهد.ازدواج پاداش عبادت را صد برابرمیکند.ازدواج باعث تکامل عقلی و روحی و پختگی شما میشود.ازدواج موجب اعتبار و حیثیت شما میشود
زنی که بسیار ناله میکند و مریض احوال است و خود را به مریضی میزند.زنی موقع خدمتگذاری به شوهر به او منت میگذارد .زنی که قبلا دوست داشته و میل به مردان دیگر دارد .زنی که هر چه به آن مینگرد هوس میکند وتهیه ان از شوهر ش میطلبد وشوهر را در فشار قرار میدهد.زنی که همواره به ارایش صورت میپردازد و میخواهد مستقل شودوزنی که زیاد حرف میزند وپر چانگی میکند
معجزات همیشه رخ میدهند!

دختری جوان نزد شیوانا آمد و به او گفت:
“پدر و مادرم را سال گذشته از دست دادم و تنها نزد برادرم و همسرش زندگی میکنم. از زندگی بسیار ناامید بودم و فکر میکردم خدا مرا دوست ندارد که دچار این همه مصیبت شدهام
ادامه مطلب
پدری همراه پسرش در جنگلی می رفتند. ناگهان پسرک زمین خورد و درد شدیدی احساس کرد.او فریاد کشید آه… در همین حال صدایی از کوه شنید که گفت: آه… پسرک با کنجکاوی فریاد زد «تو کی هستی؟» اما جوابی جز این نشنید «تو کی هستی؟» این موضوع او را عصبانی کرد
ادامه مطلب
یک روز آموزگار از دانشآموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق میدانند
ادامه مطلب
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه
بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه
را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت:
تمام سعی ام را می کنم… حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای
او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق،
پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد…
تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست 
روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گرانقیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی میگذشت.
ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان، یک پسربچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد. مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت تا او را به سختی تنبیه کند..
پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت : ”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند، هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان کمک خواستم، کسی توجه نکرد. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم برای اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم.”
مرد متاثر شد و به فکر فرو رفت.. برادر پسرک را روی صندلیاش نشاند، سوار ماشینش شد و به راه افتاد..
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما، پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند!
خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند؛ اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند
داستان واقعی از یک معلم و دانشآموز
در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استوارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد
ادامه مطلب
| رابطه زناشویی بعد از ورود اولین فرزند |
شبهای بیخوابی و روند بیپایان عوض کردن پوشک بچه و افزایش بار کارهای خانه و خرید برای عضو جدید و ...
|
ادامه مطلب
یکی از شرایط اساسی مطالعه ، تمرکز حواس است . معمولاً دانش آموزان ، والدین یا معلمین از عدم تمرکز حواس شاگردان شکوه می کنند و همین امر باعث ایجاد افت تحصیلی در بین دانش آموزان ایرانی شده است . پس بر آن شدیم تا مطالبی چند جهت رفع این مسئله ارائه دهیم :
|
ادامه مطلب
مهترین سوالاتی که باید در اولین جلسه از نامزدتان بپرسید
چگونه و با چه سوالاتی باید بفهمیم طرف مقابل برای زندگی ما مناسب است یا خیر؟
سوال: دختر و پسری که قرار است با هم ازدواج کنند در اولین جلسه قبل از ازدواج بایستی در چه زمینه هایی با هم صحبت کنند؟
در مورد چه چیزی باید صحبت كنیم و چه سؤال هایی بپرسیم تا بفهمیم كه او ایده ال زندگی ماست؟
پاسخ: در مورد انتخاب همسر باید از فاكتورهای گوناگونی استفاده كرد. به عبارت دیگر همسر مورد نظر را نمیتوان صرفا با طرح چند سؤال آن هم در یكی دو جلسه، شناسایی كرد.
چه اینكه این جلسات بیشتر جنبه تشریفاتی دارد و طرفین به خاطر برخوردهای اولیه ممكن است خیلی خوب نتوانند همدیگر را ارزیابی كنند. لذا علاوه بر این جلسات گفتگو باید راهكارهای مطمئنتری را ضمیمه كرد تا درمجموع به یك نتیجه مطلوب رسید و آگاهانه دست به انتخاب زد.
به نظر می آید یكی از بهترین راههای شناخت همسر، شناخت خانواده او میباشد. چه اینكه همسر محصول یك خانواده است و اگر خانواده مناسب باشد تا حدود زیادی میتوان به محصولات آن نیز اطمینان داشت. راه شناسایی خانواده استفاده كردن از افراد مجرب، آگاه و دلسوز و در عین حال راز دار و مطمئن است.
یكی دیگر از راههای انتخاب همسر مناسب، داشتن آگاهی های لازم از همسر مطلوب و ایده آل میباشد و لازمه این كار، مطالعه كتاب هایی در این زمینه مانند: كتاب «جوانان و انتخاب همسر از علی اكبر مظاهری انتشارات پارسایان» و كتاب « انتخاب همسر» از ابراهیم امینی از انتشارات سازمان تبلیغات اسلامی و كتابهای دیگر در همین زمینه.
همچنین مشورت كردن با افراد كارشناس و مجرب، اطلاعات بسیار ارزشمندی را میتواند در اختیار انسان بگذارد، بعد از اینكه مجموعهای از اطلاعات را از طریق خانواده، مشورت با افراد كارشناس و مجرب و مطالعه بدست آوردید، آنگاه نوبت به جلسات حضوری و گفتگو میرسد. طبیعی است كه اگر این فرآیند به صورت صحیح و دور از احساسات انجام بگیرد درصد بالایی از اطلاعات لازم برای انسان فراهم میشود.
در جلسات حضوری بیشتر باید توجه به مسائلی مانند: تعادل روحی، سلامت جسمانی، قیافه ظاهری و نگاه كلی فرد به زندگی مورد توجه قرار گیرد. برای بدست آوردن تعادل روحی كه اهمیت بسیار زیادی دارد ،باید رفتار فرد را مانند نحوه سخن گفتن او، انسجام كلامی او. طریقه نشستن و حركات و سكنات او مورد توجه قرار گیرد. اگر در این گونه امور وضعیت عادی داشت تا حدودی میتوان به تعادل روحی او نیز پی برد.
موضوعات و سؤالات قابل طرح در این گونه گفتگوها مختلف است. زیرا افراد عقیده ها, آرمانها, هدفها و خواسته های آنان گوناگون است. اما بعضی از مطالب عمومی بوده و می توان آنها را طرح كرد كه عبارتند از :
1. سؤال از خط مشی كلی زندگی آینده و این كه زندگی را بر چه مبنایی می خواهید استوار و اداره كنید؟
مثلاً: تا چه اندازه به قوانین و دستورات اسلام و تكالیف عملی و دینی آن پایبند هستید و می خواهید تا چه اندازه زندگی را بر اساس آن بنا كرده و در تصمیم گیریها آنها را مورد توجه قرار می دهید؟
2. پرسش از اهداف آینده : هدفهایی كه قصد دارید در زندگی آینده دنبال كنید چیست؟ و یا درباره ی هر یك از آرمانها و هدفهای تحصیلی , اخلاقی , اجتماعی , شغلی و... به شكل جزئی تر سؤال صورت گیرد.
مثلا:تا چه اندازه به ادامه ی تحصیل و پیشرفت علمی پایبند هستید؟ به چه شغلی علاقه مند بوده و چه شاخصه هایی باید داشته باشد و از نظر اخلاقی تا چه اندازه به دستورهای اخلاقی و آداب و رسوم اجتماعی و فرهنگی توجه دارید و...
3. پرسش از صفات اخلاقی و خصوصیات فردی یكدیگر.
4. پرسش از خواسته ها و انتظارات طرفین از یكدیگر.مثلاً: از همسر مطلوب خود چه انتظاری دارید؟
5. پرسش از چگونگی برخورد و رفتار و میزان ارتباط با خانواده و بستگان و خویشان یكدیگر.
6. پرسش از نظرات یكدیگر درباره ی شیوه تربیتی فرزندان آینده .
7. پرسش از عیوب و نواقص و بیماریهای مزمن یكدیگر.
لازم به ذكر است در چنین جلسه ای باید دو طرف صادقانه از حقایق و ویژگیهای واقعی یكدیگر خبر دهند و در صدد گمراه كردن یا فریب دادن یكدیگر بر نیایند بلكه باید با كمال شجاعت و به طور صادقانه پاسخ گوی پرسش های یكدیگر باشند
15 روشی که میتوان با آن مانند افراد موفق فکر کرد
موفقترین افراد دنیا یک خصوصیت مشترک دارند: طرز فکرشان با دیگران فرق دارد.
چون ما هم باور داریم که تفکر هوشمندانه زندگی را تغییر میدهد، در اینجا به 15 مورد از بهترین طرز فکرهای افراد موفق اشاره میکنیم.
1 - فکر کردن یک نظم است. اگر میخواهید در آن بهتر شوید، باید روی آن کار کنید.
میتوانید برای برنامهریزی فکر کردنتان وقت بگذارید مثلاً هر دو هفته یکبار یک نصفه روز، هر یک ماه یک روز کامل و هر سال یک تا دو روز کامل.
2 - ببینید انرژیتان را باید کجا متمرکز کنید، و بعد از قانون 20/80 استفاده کنید.
80 درصد از انرژی تان را به 20 درصد از مهمترین فعالیتهای تان اختصاص دهید. یادتان باشد که نمیتوانید در آن واحد همه جا باشید، همه را بشناسید و همه کاری انجام دهید. و از انجام همزمان چند کار اجتناب کنید: ممکن است کارایی شما را به 40% برساند.
3 - افراد موفق خود را در معرض ایده ها و آدمهای مختلف قرار میدهند.
آنها سعی میکنند بیشتر وقتشان را با کسانی بگذرانند که آنها را به چالش میکشند.
4 - ایده داشتن یک چیز است، دنبال کردن آن چیزی دیگر.
ایدهها تاریخ مصرف کوتاهی دارند. باید قبل از اینکه تاریخ انقضای آنها فرا برسد، آنها را عملی کنید.
5 - افکار برای ایجاد شدن نیاز به زمان دارند. اولین چیزی که به ذهنتان میرسد را انجام ندهید.
آخرین باری که ساعت 2 صبح یک فکر عالی به سرتان زد و وقتی صبح از خواب بیدار شدید به نظرتان احمقانه میرسید، را به خاطر دارید؟
افکار تازمانی که ماده دارند باید شکل داده شوند و باید مورد بازجویی و سوال قرار گیرند.
6 - افراد باهوش با افراد باهوش دیگر همفکری میکنند.
فکر کردن با دیگران نتایج بهتری در بر خواهد داشت. مثل این میماند که به خودتان یک راه میانبر بدهید. به همین خاطر است که جلسات طوفان مغزی تا این اندازه موثر هستند.
7 - تفکر عامه پسند را رد کنید ( که معمولاً یعنی اصلاً فکر نکردهاید ).
خیلی از آدمها وارد عمل میشوند با امید اینکه به فکر بقیه خوب برسد.
برای اینکه از وضعیت خارج شوید باید اول با احساس ناراحتی کردن کنار بیایید. همچنین به خاطر داشته باشید که همین الان آدمهای دیگری هستند که سعی دارند برای خودشان فکر کنند و آنها هستند که موفقاند.
8 - بهترین متفکران از قبل برنامه میریزند، درحالیکه برای افکار ناگهانی نیز جا میگذارند.
وقتی با استراتژی وارد عمل شوید، احتمال خطا پایین میآید. داشتن افکار مبهم از اینکه کجا هستید و دوست دارید چه کاری انجام دهید، شما را به هیچ کجا نمیرساند.
کلید استراتژیک بودن: 1. موضوع را خرد کنید. 2. بپرسید چرا این مشکل باید حل شود. 3. موارد کلیدی را مشخص کنید. 4. منابع تان را مرور کنید. 5. افراد مناسب را در جای مناسب قرار دهید.
هنری فورد میگوید، "هیچ چیز سخت نیست اگر آن را به اجزای کوچکتر تقسیم کنید."
9 - برای متفاوت فکر کردن، باید کارهای مختلفی انجام دهید.
راه های جدیدی برای انجام کارتان پیدا کنید، با آدمهای جدید آشنا شوید، حتی کتابهایی را بخوانید که فکر میکنید خستهکننده هستند. رمز کار این است که با ایدهها و سبکهای زندگی جدید آشنا شوید.
10 - برای تقدیر از ایدههای دیگران، باید به ایدههای دیگر احترام بگذارید.
نمیتوانید فکر کنید که همیشه حق با شماست. باید به نظرات دیگر هم فرصت دهید.
11 - برای هر روزتان و زمانهایی که افراد دیگر را ملاقات میکنید، برنامه و موضوع داشته باشید.
بیشتر آدمها فقط برای روزشان برنامهریزی میکنند. متفکران برای برنامهریزی هفته، ماه و اهداف بلندمدتشان وقت میگذارند و بعد آن را دنبال میکنند.
همچنین بدون موضوعی برای حرف زدن وارد جلسات، مهمانیها و قرارهای ملاقات نمیشوند. قبل از اینکه وارد چنین موقعیتهایی شوند، تصمیم میگیرند که از آدمها یاد بگیرند.
تفکر انعکاسی در مهارتهای تصمیمگیریتان به شما رویکرد و اعتمادبهنفس میدهد.
اگر تفکر انعکاسی نداشته باشید، بیشتر از آنچه که فکر میکنید شما را عقب میکشد.
12 - بر حرفهای منفی که با خودتان میزنید غلبه کنید. برندهها با عباراتی مثل "من میتوانم" حرف میزنند.
افراد باهوش محدودیتها را نمیبینند. آنها امکانات را میبینند.
سام ایوینگ قهرمان سابق بیسبال میگوید، "هیچ چیز شرمآورتر از این نیست که ببینید کسی کاری را انجام میدهد که شما میگفتید غیرممکن است."
13 - افراد خلاق خود را وقف ایدهها میکنند.
آنها ابهامات را در آغوش می گیرند و از شکست نمیترسند و با افراد خلاق دیگر نشست و برخاست میکنند.
14 - افراد خوشبین نمیتوانند متفکرانی واقع بین باشند.
داشتن رویکرد واقع بینی به شما این امکان را میدهد آنقدر به یک مشکل نزدیک شوید که بتوانید آن را بشکافید. روبهرو شدن با عواقب احتمالی هم به شما کمک میکند کارآمدتر باشید و به شما اعتبار بیشتر میدهد.
برای اینکه متفکری واقعبینتر باشید، باید: 1. از واقعیت تقدیر کنید. 2. کارتان را انجام دهید و واقعیات را به دست آورید. 3. نقاط مثبت و منفی آن را بسنجید. 4. بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرید. 5. تفکرتان را با منابع تان هم تراز کنید.
15 - خیلی مهم است که آخر روز به یاد بیاورید که میتوانید طرز فکرتان را عوض کنید.
اینکه یاد بگیرید چطور در فکر کردن استاد شوید باعث میشود تفکری پربازده داشته باشید. اگر بتوانید این خصوصیت را در خود ایجاد کنید طوریکه به عادت همیشگی تان تبدیل شود، تمام طول زندگی فردی موفق خواهید شد. افراد باهوش تصمیمات خوب میگیرند
دانشمندان دریافتند که میزان و کیفیت خواب افراد در شب، بر حافظه آنان در ادامه زندگی تاثیر میگذارد.
طبق نتایج یک تحقیق، افرادی که مشکل خواب دارند، احتمال بیشتری دارد که در سن پیری، با مشکلات حافظه مواجه شوند.
دانشمندان دریافتند که میزان و کیفیت خواب افراد در شب، بر حافظه آنان در ادامه زندگی تاثیر میگذارد.
محققان الگوی خواب 100 نفر بین سنین 45 تا 80 سال را که مبتلا به جنون نبودند، بررسی کردند. نیمی از این افراد، سابقه خانوادگی ابتلا به بیماری آلزایمر را داشتند.
محققان معتقدند که بهم خوردگی خواب شبانه، با بالا رفتن پلاک آمیولید همراه است که نشانه بیماری آلزایمر میباشد.
محققان بر این باورند که تحقیقات بیشتری نیاز است تا مشخص شود که چرا چنین اتفاقی روی میدهد و آیا تغییرات خواب، میتواند کاهش شناختی را پیشبینی کند.
این تحقیق نشان داد افرادی که بیش از 5 مرتبه در هر ساعت، از خواب بیدار میشوند، احتمال بیشتری دارد در مقایسه با دیگران، پلاک آمیولید در آنها افزایش یابد.
به گزارش میل آنلاین، همچنین نتایج این تحقیق نشان داد افرادی که خواب کمتری دارند، احتمال ابتلای آنان به بیماری آلزایمر بیشتر میباشد.
در واقع، آن افرادی که کمتر از 85 درصد از زمانشان در رختخواب را میخوابند، احتمال ابتلا آنان به آلزایمر در مقایسه با دیگران بیشتر است
برای کودکمان خوابی راحت ابجاد کنیم
برای بسیاری از والدین خواباندن كودكان در ساعت مناسب شب، كاری پراسترس و دشوار است اما این مشكل هم راه حل دارد.
آكادمی اطفال آمریكا برای كمك به والدین در این زمینه چند روش كاربردی ارائه كرده كه عبارتند از:
- یك برنامه زمانی مرتب و در شرایط سكوت و آرامش بخش برای وقت خوابیدن كودك تعیین كنید.
- به كودك اجازه دهید با عروسك پشمالو یا پتوی مورد علاقهاش به رختخواب برود.
- یك لیوان آب یا یك چراغ خواب در اتاق خواب كودك قرار دهید تا مطمئن شوید كه در راحتی و آرامش باشد.
- به كودك خود اجازه ندهید در رختخواب شما بخوابد.
- هر موقع كه كودك گریه میكند به اتاق او نروید.
- صبور باشید و درك كنید كه برای ایجاد عادات مناسب در كودك برای خوابیدن به زمان احتیاج دارید و این كار با گذشت زمان امكان پذیر میشود.
بدخوابی و خواب آلودگی دو معظل در حوزه سلامتی هستند که می توانند به شدت سلامت انسان را تحت تاثیر قرار بدهند.
پزشکان و متخصصان تغذیه در سالهای اخیر تلاش های زیادی را انجام داده اند تا به دلایل کم خوابی یا خواب آلودگی انسان و همچنین راه های درمان آن پی ببرند. در این مطلب با نتایج تازه ترین تحقیقات در این حوزه آشنا می شوید.
کیوی بخورید تا بخوابید
بر اساس یک تحقیق صورت گرفته در کشور تایوان مشخص شده است که افرادی که از بی خوابی یا کم خوابی رنج می برند می توانند با مصرف 2 کیوی یک ساعت قبل از خواب به مدت 4 هفته مشکل خود را حل کنند. بنا بر این تحقیق کیوی حاوی ماده ای به نام "سروتونین" است که به روند به خواب رفتن در مغز شما کمک می کند.
مقابله با خواب آلودگی در عصر
احساس خواب آلودگی در عصر پدیده ای است که بسیاری از افراد شاغل یا دانش آموزانی که در مقطع عصر تحصیل می کنند تجربه کرده اند. بسیاری برای غلبه بر این حالت خواب آلودگی به سمت مواد کافئین دار مثل قهوه و یا چای میروند. اما حقیقت این است که علت احساس خواب آلودگی این افراد دلیلی دیگر دارد.
بسیاری ترجیح می دهند تا با مصرف کافئین و شکر بر احساس خواب آلودگی خود غلبه کنند. اما سلولهای شکر بعد از شکستن در بدن ما به صورت چربی در بدن ما ذخیره می شود. بر اساس تحقیقات جدید انجام شده مشخص شده است که مشکل اصلی که به احساس خواب آلودگی در هنگام عصر منجر می شود به علت کمبود پروتئین است.
در این تحقیق مشخص شده است که با مصرف آمینو اسیدها و مواد پروتئینی مغز انسان به بیدار ماندن و تحرک داشتن تشویق می شود. بخشی از مغز ما وظیفه دارد تا به بدن ما دستور دهد که هوشیار باقی بماند و انرژی را برای بخش های مختلف بدن ما ارسال می کند.
در این مطالعه مشخص شده است که پروتئین بیشترین اثر را بر این بخش داشته و باعث می شود که بدن احساس شادابی و نشاط داشته باشد. این نوع تغذیه نه تنها بدن را سر حال نگاه داشته ، بلکه باعث می شود تا عملیات چربی سوزی در بدن انسان بیشتر و سریعتر صورت بگیرد.
این درحالی است که در صورت استفاده از شکر عمل کرد این سلولها با کاهش رو به رو شده و بدن انسان بیشتر احساس خستگی می کند.توصیه کارشناسان این است که برای رسیدن به حالتی شاداب و سر حال در عصرها از میان وعده های حاوی حجم پروتئین بالا استفاده کنیم.
آیا احساس می کنید که زندگی زناشویی تان به مشکل برخورده است و تصمیم به طلاق گرفته اید؟
ممکن است برای جدایی از همسرتان دلایل قابل توجیهی داشته باشید اما پرسش نامه زیر به شما کمک می کند تا بدانید این تصمیم درست است یا نه؟
به هر یک از سوالات زیر با «درست» و «نادرست» جواب بدهید و در انتها جواب درستی که کارشناسان به این سوالات داده اند را با پاسخ خودتان مطابقت دهید.
۱) درگیری و مشاجره همیشگی بین شما و همسرتان نشانه این است که از یکدیگر جدا شوید.
۲) شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.
۳) در یک ارتباط خوب، بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.
۴) یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.
۵) زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.
۶) خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.
۷) بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند.
نظر مشاور درباره مشاجره
این خیلی عجیب است که بیشتر همسران تصور می کنند اختلاف سلیقه و گاه مشاجره نشانه ناموفق بودن یک زندگی زناشویی است اما به عقیده روان شناسان ارتباطی که در آن هیچ اختلاف نظری وجود نداشته باشد بیشتر از یک رابطه پرجدال در خطر طلاق قرار دارد زیرا شما انسان هستید و به دلیل تفاوت زندگی خانوادگی و فرهنگی تان خصوصیاتی متفاوت از یکدیگر دارید و جروبحث و اختلاف یک موضوع بسیار طبیعی در رابطه شماست.
شما و همسرتان دیگر هیچ وجه مشترکی در سلایق و عقایدتان با هم ندارید و این موضوع دلیل خوبی برای جدایی است.
گفتن این حقیقت شما را غافلگیر می کند اما بد نیست بدانید تحقیقات کارشناسان نشان داده زوج هایی که زندگی زناشویی موفقی دارند به هیچ وجه خصوصیات و وجه مشترک زیادی با یکدیگر ندارند و حتی سلایق و عقایشان در تناقض با یکدیگر است اما آن چیزی که ارتباط های موفق را از ناموفق جدا می کند نحوه برخورد همسران با اختلاف ها و ویژگی های متفاوت همسران شان است.
همسران موفق به خوبی می دانند که شریک آن ها نمونه کپی برداری شده آن ها نیست و نباید مثل آینه برای آن ها باشند بلکه لازمه یک ازدواج با دوام، احترام گذاشتن به تفاوت های طرفین و رشد کردن در میان این ۲ دنیای متفاوت است.
در یک ارتباط خوب بیشتر اختلاف نظرها و مشکلات زناشویی به مرور زمان برطرف و حل می شود.
شاید تا به حال این خبر به گوش تان نخورده باشد اما کارشناسان در تحقیقات شان به نتیجه ای جالب رسیده اند که شما را شگفت زده خواهد کرد، هیچ می دانستید که ۶۰ درصد اختلاف نظرهایی که همسران در طول زندگی مشترک با یکدیگر دارند غیرقابل حل است؟
اگر قبول ندارید یک ورق و کاغذ بردارید و تمامی بحث هایی که در طول زندگی مشترک با همسرتان داشته اید را بنویسید و در نهایت شگفتی متوجه می شوید که بیشتر آن ها تکراری است و با وجود گذشتن سالیان سال از ارتباط تان هنوز بر سر موضوعی تکراری با همسرتان بحث می کنید اما چیزی که در این بین تغییر می کند نحوه واکنش ۲ طرف نسبت به آن موضوعات است.
پس اگر فکر می کنید مشکل شما و همسرتان با گذشت زمان حل خواهد شد مرتکب اشتباه رایج دیگر زوج ها شده اید. به جای انتظار برای گذشت زمان و برطرف شدن مشکل، نوع واکنش و سازگاری تان را نسبت به اختلاف نظر بین خود و همسرتان تغییر دهید.
یک ازدواج خوب به این معناست که زن و شوهر تعریف یکسان و مشترکی از عشق داشته باشند.
این نکته را به خاطر بسپارید که شما و شریک زندگی تان در ۲ محیط متفاوت بزرگ شده اید و به همین خاطر تعریفی که از عشق و محبت دارید با یکدیگر کاملا متفاوت است. ممکن است همسر شما از روی عشق کاری را برای تان انجام دهد و از این طریق علاقه اش را به شما ابراز کند .
اما شما به دنبال راهی هستید که همسرتان به روش دلخواه شما عشقش را ابراز کند. فراموش نکنید که نحوه ابراز علاقه و عشق هر انسانی با دیگران متفاوت است و هرگز از همسرتان نخواهید که دیدگاهی مانند شما در مورد عشق و طریقه محبت کردن داشته باشد.
زن و شوهر از هم جدا می شوند چون دیگر عاشق هم نیستند.
متاسفانه عده ای تصور می کنند که عشق تنها دلیل ازدواج و ماندن در یک ارتباط است. این عده از افراد ازدواج می کنند چون عاشق شده اند و بعد به راحتی از شریک شان جدا می شوند چون دیگر عاشقش نیستند اما این تصور یک اشتباه محض است چون عشق یک حس است و زمانی هست و زمانی دیگر نیست.
این که دیگر مثل روزهای اول آشنایی عاشق همسرتان نیستید و به همین دلیل می خواهید از او جدا شوید، احمقانه ترین فرضیه ای است که آن را انتخاب کردید. صبر کنید چون عشق دوباره به وجود خواهد آمد و باردیگر غافلگیرتان خواهد کرد.
خیانت باعث از بین رفتن رابطه زناشویی نمی شود.
بله این جمله درست است و اگر یک زن هستید و تنها به خاطر خیانت همسرتان می خواهید ترکش کنید، لطفا کمی بیشتر فکر کنید. هرچند رویارویی با خیانت و اصلاح ارتباط بعد از آن، کار خیلی ساده ای نیست اما اگر واقعا به ارتباط تان علاقه مند هستید ارزش این مبارزه را خواهد داشت و خبر خوب این که بیشتر ارتباط هایی که بعد از خیانت دوباره شکل گرفته موفق تر بوده و همسرانی که بعد از خیانت روابط خود را اصلاح کردند و اعتماد را از نو بین خودشان به وجود آوردند، ارتباط زناشویی بادوام تری داشته اند.
بیشتر افراد در ازدواج دوم موفق تر هستند چون در ازدواج اول تجربه های خوبی به دست آورده اند.
برای این موضوع نمی توان قانونی را درنظر گرفت اما این درست است که بسیاری از افراد در ازدواج دوم شان موفق تر هستند چون اشتباهاتی که در ازدواج اول مرتکبش شده اند را در ازدواج دوم شان انجام نمی دهند اما باید به خاطر داشته باشید که عشق تنها کرم روی کیک است نه خود کیک و تا زمانی که یاد نگیرید شادی و خوشبختی تان را وابسته به فرد دیگری ندانید امید موفقیت در ازدواج برای تان وجود ندارد .
این که خودخواهانه به دنبال افرادی باشید که شما را خوشبخت کنند و درصورت برآورده نشدن این موضوع آن ها را ترک کنید، اصلا راه درستی نیست. خوشبختی و آرامش را در خودتان به وجود بیاورید و خودخواهانه دیگران را نخواهید.
دلیل ازدواج پسرها با دخترهای بزرگتر از خودشان
یک آسیب شناس گفت: طبق آمار، زندگی پسر با دختر بزرگتر از خود ادامهدار و پایدار نبوده و این ازدواج ها با مشکلات زیادی همراه است.
مصطفی اقلیما رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران گفت: در حال حاضر آمار ازدواج پسر با دختر بزرگتر از خود در جامعه رو به افزایش است. یکی از مهم ترین دلایل این امر را می توان شرایط و موقعیت مساعد مالی دختر خانم دانست.
این آسیب شناس و استاد دانشگاه افزود: طبق آمار، زندگی پسر با دختر بزرگتر از خود ادامهدار و پایدار نبوده و این ازدواج ها با مشکلات زیادی همراه است.
اقلیما در ادامه تصریح کرد: برای خانمها هم دلایل متعددی وجود دارد. یکی از این دلایل بالا رفتن سن ازدواج در آنها و نبود موقعیتهای دیگر برای ازدواج است. هدف دیگر در بین خانمها برای قبول چنین ازدواجی، داشتن فرزند است.
رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران تاکید کرد: هدف اصلی از این ازدواج ها دوست داشتن و علاقه بین زن و مرد، تشکیل زندگی مشترک و یا داشتن هم صحبت نیست. در واقع هدف این دسته از زوجین، ازدواج به مفهوم واقعی بدانیم.
به نقل از افکار نیوز،وی ادامه داد: در این ازدواجها هر شخصی به منافع خود فکر میکند؛ بنابراین احتمال جدایی و طلاق بسیار زیاد دارد. بنابراین یکی از دلایل افزایش آمار طلاق در کشور ما به صورت سالانه، تمایل افراد به این نوع ازدواجها است. این افراد به دلیل قصد و نیت خاصی که دارند، به سمت این نوع ازدواج رفته و پس از رسیدن به اهداف خود تصمیم به جدایی میگیرند
نقاشی کودکتان را جدی بگیرید
نقاشی کشیدن کودکان نشانه رشد آنهاست. نقاشی تمام کودکان زیباست گرچه ممکن است نقاشی یک کودک با هارمونی و دیگر از روی بیدقتی باشد.توصیه روانشناسان به شما این است که همیشه با گفتن این جمله که چه نقاشی زیبایی، کودکتان را تشویق کنید اما به او دروغ نگویید زیرا کودکان میتوانند متوجه تشویق بیجا شوند.
نظر خود را صادقانه در مورد انتخاب رنگها و محل قرار گرفتن آدمها و اشیا بیان کنید و به او بگویید که میتواند بهتر نقاشی کند.
آیا باید نقاشی کودکان را نگه داشت؟
وقتی کودکی نقاشی میکشد و آن را به شما میدهد یعنی کادویی به شما تقدیم کرده که بابت آن تلاش بسیار کرده است. پس کادوی او را دور نیندازید یا حداقل همان لحظه این کار را نکنید. معمولا کودکان از تماشای نقاشیهای یکی دو سال قبل خود بسیار ذوقزده میشوند و این کار آنها را تشویق به ادامه کار و بهبود هنرشان میکند.
آیا میتوان نقاشی کودکان را نقد کرد؟
نقاشیها تولیدات آنی هستند. به همین دلیل تفسیر آنها آن هم توسط انسانهای بالغی که دیدشان به واسطه ترسها و پروژههای روزانه تغییر کرده بیفایده است. نقاشیها تنها گویای شخصیت در حال ساخت کودک هستند.
مثلا اگر کودکی 2 درخت تنومند را در کنار دو نهال به تصویر میکشد ممکن است بخواهد خانوادهای را ترسیم کند. توصیه ما به شما این است که نقاشیها را نقد نکنید بلکه از خود کودک بخواهید آنچه را ترسیم کرده برای شما تعریف کند و قضاوت را به گفتههای او بسپارید.
اینکه کودکی همیشه تصویر یک چیز را بکشد طبیعی است؟
برخی کودکان تنها به خانه کشیدن یا کشیدن درخت علاقه دارند. دلیل این امر آن است که آنها تنها به مسایل روزانه یا علایق خود دارند فکر میکنند. تکرار یک نقاشی کار غیرطبیعی نیست. اتفاقا این کار سبب افزایش مهارت در آنها میشود. اما اگر کودکتان مرتبا تصویر سیاه و ناخوشایند را به تصویر میکشد و این نقاشیها با علایم دیگر مثل بروز مشکل در مدرسه یا خانه همراه است باید با یک روانشناس در مورد آنها صحبت کنید.
آیا دستکاری در نقاشیهای آنها کار صحیحی است؟
نقاشیهای کودکان معمولا کمی دور از حقیقت است. ممکن است آدمک نقاشی او 4 انگشت و خورشیدش قرمز باشد. دلیل آن هم این است که کودکان آنچه را میدانند میکشند نه آنچه را میبینند. برای آنها خانه همیشه سقف تیز مثلثی دارد.
سعی نکنید حقیقت را به آنها بفهمانید. دستشان را آزاد بگذارید تا آنچه را میخواهند بکشند. اگر خودشان موافقاند شما میتوانید به نقاشی آنها گل یا خانه بیفزایید. اگر بخواهید حقیقت را به آنها نشان دهید ممکن است از نقاشی زده شوند
باورهای غلط در زندگی زناشویی
زناشویی یکی از صمیمی ترین و خصوصی ترین انواع ارتباط انسانی و از نیازهای فطری بشر است. داشتن رابطه با همسر ،می تواند سرچشمه احساس آرامش، حمایت و لذت برای هر کس باشد و این در حالی است که همین رابطه گاهی می تواند به منشا اضطراب، احساس ناکامی و نارضایتی تبدیل شود.
زمانی که دو نفر با سلایق و نیازهای مختلف در کنار هم قرار می گیرند، دوام و کیفیت زندگی به دانش، مهارت و هنر هر یک از آنها در تحکیم این ارتباط بستگی دارد. نوسانات رابطه زناشویی و رضایت از آن، تحت تأثیر عوامل مختلفی ایجاد می شود که از آن جمله می توان به مهارت های ارتباطی، قابلیت های حل مشکل و باورهای ارتباطی زوجین اشاره کرد.
تحقیقات نشان می دهد که « باورهای غیر منطقی » یکی از مهم ترین عوامل مشکل ساز در فرآیند تفاهم زوجین است.از آنجا که « باورها » نوع نگاه و درک ما را به هستی مشخص می کند مؤثرترین محرک در ترغیب و هدایت ما به انجام یک رفتار خاص و یا کاربرد گونه ای خاص از زبان هستند ، واضح است که باورها بر ارتباط ما با دیگرن اثر می گذارند و این واقعیتی است که در روابط زوجین و زندگی مشترک نمود بیشتری پیدا می کند.
1 - ذهن خوانی
یکی از باورهای غیر منطقی که مبتلا به روابط زوجین بوده و آن را آسیب پذیر می کند « توقع ذهن خوانی » همسران از یکدیگر است. این توقع و انتظار به این برمی گردد که زوجین باور دارند بدون نیاز به گفتن و اظهار کردن خواسته ها و انتظارات، طرف مقابل باید از احساسات، افکار و نیازهای آنها آگاهی داشته و به آن بها دهد.
به موجب این باور، مشاهده می شود که زوجین با مشکلات و سو ء تفاهمات عدیده ای مواجه می شوند که به هنگام ریشه یابی و بررسی عوامل زمینه ساز در می یابید که علت این دلخوری و ناراحتی به خاطر این است كه ذهن خوانی كرده اند یعنی به جای این كه از هم سوال كنند، حدس می زنند كه فلان حرف یا فلان رفتار چه معنایی می دهد و به این ترتیب در كوتاه مدت یا دراز مدت دچار سو تفاهم می شوند .
بسیاری از زوجین فراموش می کنند که همسرشان از جنس دیگر بوده و توقع از او برای آگاهی از انتظارات و خواسته های ابراز نشده فردی که با وی متفاوت است یک باور غیر منطقی است. آنها نمی دانند که با راه دادن این باور به ذهن خود، به ایجاد دیوارهای رنجش و سوء تفاهم کمک می کنند و مهم تر از آن همسر خودشان را از وجود یک رابطه مطلوب و رضایتبخش محروم می کنند. در صورتی كه كنار گذاشتن ذهن خوانی و رو آوردن به تعامل بهترین راه برای حل مسئله است.
2 - در باور غلط بعدی این اعتقاد وجود دارد كه عشق مرده و سرد شده را نمی توان زنده كرد
این باور غلط است زیرا می توان عشق و محبتی که بخاطر خطای ما از بین رفته را با رفتار درست ، دوباره احیا کرد. اینکه ما گمان کنیم اگر ارتباط ما خراب شده و اختلافمان شدید است ، دیگر راهی برای تفاهم و رسیدن به فصل مشترک وجود ندارد ، کاملا اشتباه است . می توان بنای رابطه را دوباره از نو ساخت.
3 - رقابت بین زن وشوهر به ازدواج گرمی و شوق می بخشد
برخی زوج ها به خاطر این باور غلط به خصوص در محیط كاری مشترك به رقابت با یك دیگر می پردازند و از حقوق گرفته تا پست و مقام سعی می كنند از هم پیشی بگیرند .
در حالی كه این رفاقت است كه به زندگی گرمی و شوق می بخشد هم چنین برخی معتقدند كه هر همسری باید تلاش كند تا از همسرش فرد بهتری بسازد در صورتی كه طبق تئوری انتخاب ما فقط مسئول اعمال خودمان هستیم و نهایت كاری كه می توانیم بكنیم این است كه از خودمان فرد بهتری بسازیم.
4 - افرادی كه خیلی با هم تفاوت دارند حتی متضاد هستند جذب هم می شوند و می توانند هم را تكمیل كنند
این باور غلط متاسفانه از نظریه های روان شناسی گرفته شده و از ایده های یونگ مبنی بر این كه هر فردی جذب تیپ شخصیتی متضاد خود می شود آمده است. اما طبق تحقیقات جدید مشخص شده است كه افرادی كه از دو تیپ شخصیت متضاد هستند نه فقط نمی توانند یكدیگر را تحمل كنند بلكه دائما با هم درگیر می شوند.
5 - زوجین نباید مسائل زناشویی خود را با دیگران در میان بگذارند
روان شناسان درباره این باور غلط می گویند: بسیاری از اوقات پدر، مادر، خاله، عمه، خواهر و برادر افراد صاحب صلاحیتی برای حل مشكلات نیستند و فقط با دلسوزی های بی جا مشكلات را بدتر می كنند.
بنابر این دقت كنید كه مشكلات فقط باید با مشاور معتمد و یا یك دوست آگاه مطرح شود. از سوی دیگر نباید همیشه در زندگی به آن چه داری راضی و خشنود باشی. توجه كنید كه این ایده با مناعت تفاوت چشم گیری دارد زیرا اگر همیشه به آنچه داریم راضی باشیم هرگز پیشرفت نخواهیم كرد.
اشتباهات خانم ها در اولین دیدار
اولین قرار ملاقات می تواند تعیین کننده ترین جلسه باشد و ادامه پیدا کردن یا نکردن رابطه را تعیین کند. بنابراین، وقتی در اولین جلسه آشنایی یا خواستگاری قرار می گیرید، باید مراقب باشید این 8 اشتباه را مرتکب نشوید. این توصیه ها اگرچه خطاب به خانم هاست، اما می تواند درباره آقایان هم صدق کند.
1 - راجع به گذشته خود زیاد صحبت نکنید
این که چه اشتباهاتی کرده اید، چه خواستگارانی داشته اید، چه بر سر زندگی تان آماده و ... . جلسه اول آشنایی وقت تاریخچه گفتن نیست. از حال بگویید و آینده. در جلسات بعدی می توانید کمی به گذشته بروید و هم از گذشته خودتان حرف بزنید و هم از گذشته او با خبر شوید.
2 - او را از مسائل مالی نترسانید
در همان جلسه اول شروع به خط و نشان کشیدن و بیان انتظارات مالی تان نکنید.
نگذارید او حس کند در حال چشم و هم چشمی هستید. درباره مسائل مالی می توانید با کمک بزرگترها به توافق برسید.
3 - سعی کنید در مکالمات خود تعادل را حفظ کنید و پرحرفی نکنید
اجازه بدهید طرفتان هم فرصت حرف زدن داشته باشد. ضمناً، لازم نیست همه اطلاعات مربوط به زندگی، شغل، تحصیلات و خانواده تان را پشت سر هم، یک نفس بیان کنید.
4 - زیاد صمیمی نشوید
حریم تان را رعایت کنید و حتی اگر در همان نگاه اول او را پسندیدید، ذوق زده رفتار نکنید. بگذارید رابطه تان کم کم جلو برود و رسمیت پیدا کند.
5 - فخر فروشی نکنید
خواستگار شما و خانواده اش، موقعیت شما را می دانند. اگر هم از قبل چیزی درباره شما ندانند، با ورود به خانه تان می توانند نقاط قوت خانواده شما را درک کنند. بنابراین روی دارایی هایتان، اصل و نسب و جایگاه تان زیاد از حد تاکید نکنید. فقط در حد معرفی بگویید و بقیه موارد را به سوال پرسیدن او واگذار کنید.
6 - درست همین قدر که فخرفروشی بد است، تواضع بیش از حد هم اشتباه است
جلسه اول دیدار، فرصتی برای بیشتر آشنا شدن است. بنابراین از خودتان، فعالیت هایتان و چهارچوب های زندگی تان بگویید. موفقیت ها و برنامه های آینده تان را بگویید اما مختصر و کلی. وقت برای صحبت درباره جزئیات زیاد است. آن را به جلسات بعد موکول کنید.
7 - سعی نکنید بسیار زیبا به نظر برسید
همین طور که هستید باشید. درست است که شما بالقوه عروس مجلس هستید اما قرار نیست مثل یک عروس آرایش کنید و لباس بپوشید. سادگی این حسن را دارد که واقعیت شما را نشان می دهد.
8 - محل ملاقات را به خانواده ها بسپارید
اگر در جلسه خواستگاری قرار شد یکدیگر را خارج از خانه هم ملاقات کنید، ترجیحا تعیین محل ملاقات را به خانواده ها بسپارید. در غیر این صورت سعی کنید شما تعیین کننده باشید و تا حد ممکن محل این قرار در اطراف خانه شما، محل کار یا دانشگاه تان نباشد تا در صورت به هم خوردن نامزدی و آشنایی، نگران قضاوت اطرافیان نباشید
آیا همیشه به دنبال آرامش هستید؟
به سان اقیانوس که آب ها به آن روی می آورند ، همچنان که پر می شوند تعادل را بی کم و کاست نگه می دارند ، چنین است آن کس که همه آرزو ها به او روی می آورد ، بی آنکه آرزو بر او چیره گردد. این کس فرومانروای آرامش است.
"من از زندگی فقط آرامش را می خواهم !"
شاید بتوان مهم ترین هدف انسان را در تاریخ حیاتش ، رسیدن به ساحل امن آرامش دانست، کشش به این هدف در دوره های مختلفی، در لباس های متفاوتی خود را نشان داده است : پول، مادیات ، لذّت، شهرت ، محبوبیت، قدرت، دین، خدا، رسیدن به استقلال، وابستگی و ... . ولی شاید مهمترین و پر رجوع ترین جایی که انسان ها به دنبال آرامش در آنجا می گردنند ارتباط است،
انسان به این درک رسیده که حس های بشری را تاحدی می توان به تنهایی تجربه کرد و از یک مقدار به بعد باید در جمع و با هم در تجربه یک حس مشترک بود مثلاً تا حدی می توان به تنهایی خوشحال بود و برای دریافت میزان بیشتر خوشحالی باید در جمع خوشحال بود .
و اینجاست که انسان برای حل مهم ترین دقدقه زندگی خود یعنی آرامش دست به دامن ارتباط می شود. اما جدا از چگونگی و موقعیتی که آرامش در آن مورد جستجو قرار می گیرد احساس شخصی و شرایط دیگری هم در تجربه این حس دخالت دارد.
آرامش داشتن مسری است. نداشتن آرامش هم همین طور
جیم رون نویسنده موفق می گوید: " شما جزو آن پنج نفری هستید که بیشتر وقت خود را با آن ها می گذرانید. " به واقع این جمله میزان تاثیر پذیری فرد را از گروه و افرادی که با آنها در تعامل است را نشان می دهد برای پاسخ با این که "چقدر در زندگی ام آرامش دارم ؟ "
می توان به خانواده، همکاران، دوستان و همه کسانی بیشتر اوقات روز را با آنها می گذرانید نگاه کنید و یک جواب مشترک بین این سوال و اینکه "چقدر آنها آرامش دارند ؟ " وجود خواهد داشت. همه ما به تدریج شبیه کسانی می شویم که اوقات خود را با آنها می گذرانیم و اگر تنها باشیم بهتر است تا وقت خود را صرف کسانی کنیم که ما را با ذهنیت قربانی خودشان، به دنیای نا آرام وارد می کنند.
گذشته انسان و آرامش
چه چیزی در تجربه آرامش دخالت دارد؟
شاید شرایط و موقعیت جاری اولین و تنها جایی است که برای جواب این سوال مورد جستجو قرار می گیرد ، اما توجه با این که شرایط حال بر روی چه بنایی شکل گرفته ضروری به نظر می رسد و این بنا، گذشته نام دارد.
گذشته تاریک انسان ها می تواند فاکتور مهمی باشد که اثر بخش زیادی از موارد مثبت را از بین ببرد.
گذشته مانند کوله باری از سنگ های سنگین و بزرگی است که حرکت را کند تر و کند تر می کند ، جهت حرکت را تغییر می دهد و گاهی هم متوجه می شویم که کوله بارمان ما را به این سو و آن سو می برد نه ما، و دردناک تر این که تنها عذاب حمل کردن آن با ما می ماند .
افراد زیادی هستند که صدمات و خاطرات تلخ گذشته را از یاد نمی برند و هیچ گاه از ترس و خشم رهایی نمی یابند، افرادی که والدین خود را نمی بخشند و زندگی نا آرامی را برای خود، همسر و فرزندانشان به ارمغان می آورند.
آنچه روشن است برای فرمانروایی آرامش باید از موضع عشق و بخشش وارد شد. برای دعوت آرامش به زندگی باید دست های مشت شده از خشم را برای در آغوش گرفتن دنیای آرام باز کرد، باید چشم های بسته شده از ترسی که از گذشته در ما خانه کرده را به سوی نور امید گشود و این که نه برای دیگران ، بلکه برای خود بخشید و گذشته را رها کرد.
حفظ آرامش
گاه آنقدر از رسیدن به آرامشی که به آن دست می یابیم مست و مغرویم که از یاد می بریم که این نهال زیبا ، این شگفت انگیزترین خلقت خدا نیازمند توجهی ویژه است. نکته ای که انسان ها زود فراموش می کنند که حفظ آرامش از رسیدن به آرامش مهم تر است.
تغییرات زمانی، مکانی، ارتباطی ، همه و همه این قابلیت را دارند که نوساناتی را در آرامش به وجود آورند و حالا است داشتن مهارت مدیریت آرامش بیشتر از هر چیزی مهم به نظر خواهد رسید . نکته قابل تامل و امیدوارانه این است که مهارت چگونگی رسیدن و نگهداری آرامش اکتسابی و یادگرفتنی است.
تغییرات و آرامش
تغییرات در زندگی و گذر زمان این قابلیت را دارد که به حس ها رنگ و بویی تازه بدهد. این ذهن بشر است که تعیین می کند که چگونه روح و جسم بدن در برابر تغییرات از خود عکس العمل دهد. در برابر تغییر، ذهن است که می گوید متناسب با باورها ، عقاید و آموزش های گذشته آرامش یا اضطراب را باید تجربه کرد .
در دنیای امروز، با تغییر مرزهای ارتباطی جدید، شیوه های زندگی و رفتاری دستخوش تحول و دگرگونی شده است و باید این نکته را همیشه در نظر داشت که اگر می خواهیم تغییری مثبت برای رسیدن به آرامش به وجود بیاوریم یا اینکه بخواهیم در برابر تغییرات آرامش مان تهدید نشود همیشه باید خودمان قسمتی از تغییری باشیم که می خواهیم در دنیا بدهیم و به بیان بهتر باید یکنواخت شدن با تپش قلب طبیعت را تمرین کنیم.
اکسیژن ناب آرامش ، گوارای وجود
شخصیت سالم را بشناسید
شخصیت سالم یعنی چه؟
داشتن هر ویژگی شخصیتی، تا زمانی كه باعث آسیب به خود فرد و آزار دیگران نشود، به هیچوجه بیماری محسوب نمیشود...
برخی، هنگام معاشرت با دیگران، ذهنیتهای مختلفی درباره آنها پیدا میكنند؛ مثلا میگویند فلانی چقدر بدبین است، چقدر زود عصبانی میشود یا اصلا آدم مرموزی نیست و ظاهر و باطنش یكی است.
بیان این ذهنیتها ممكن است باعث شود فرد مقابل دریابد چگونه شخصیتی دارد و ویژگی یك شخصیت سالم چگونه است. دكتر سیدعلی احمدی ابهری، روانپزشك و استاد روانپزشكی دانشگاه علوم پزشكی تهران، در گفتوگو با «سلامت» درباره شخصیت و انواع آن بیشتر برایمان توضیح دادهاند.
به الگوهای بارز رفتاری در پاسخ به تجربههای درونی ذهنی یا تجربههایی كه در مورد جهان خارج داریم، «شخصیت» گفته میشود. به این ترتیب انسانها از لحاظ رفتاری، عقیدتی، سلیقهای و دیدگاه با یكدیگر متفاوت میشوند و هر یك ویژگیهای شخصیتی خاص خودشان را پیدا میكنند؛
یعنی نوع لباس پوشیدن، آداب و رسوم و روابط اجتماعی هر فردی با دیگری تفاوت دارد اما این ویژگیهای شخصیتی در بیشتر مردم هر جامعهای نزدیك به هم و بهگونهای است كه تفاوتها چندان به چشم نمیآیند. معمولا همه افراد یك جامعه، این تفاوتهای اندك را میپذیرند و با معیارهای طبیعی جامعه هماهنگ است.
اگر بخواهیم انسانها را در یك طیف گسترده بررسی كنیم، باید افراد سالم را در یك سر طیف و ناسالمها را در سر دیگر طیف بگنجانیم. اما ویژگیهایی وجود دارند كه به سر طیف سالم نزدیكتر هستند و ما نیز آنها را سالم میدانیم.
سلامت: لطفا درباره این ویژگیها برایمان بگویید.
1. برخی انسانها درونگرا هستند. این گروه به خیلی از مسایل بدبین و گوشهگیرند، به راحتی به دیگران اعتماد نمیكنند، هنگام بحث و پیشامدها زود عصبانی میشوند و پرخاش میكنند، مسوولیتپذیر نیستند.، به وفاداری دیگران تردید دارند و بهطور كلی در جامعه به آدمهای خشك و جدی معروفند. برخی از آنها خرافاتی هم هستند و به جادو و فال و رمالی اعتقاد دارند.
2. برخی افراد خصوصیات برونگرایی دارند؛ بیشتر تمایل دارند حرف بزنند و هرچه بیشتر خود را نمایش دهند، ظاهر هیجانی دارند و گاهی طوری لباس میپوشند كه غیرعادی جلوه میكنند. آنها علاقه دارند حد و مرزها را بشكنند و از این كار نیز هیچ ابایی ندارند. ممكن است رفتارهای خشنی از خود نشان دهند و قانون را هم زیر پا بگذارند و از این كار لذت میبرند.
3. انسانهای مضطرب، اصلا آدمهای راحت و آرامی نیستند و دوست دارند بیشازحد در كارشان نظم وجود داشته باشد. شاید افكار خیالپردازانه نداشته باشند و گوشهگیر هم نباشند، اما زیاد با دیگران نمیجوشند و رفتارهای اجتماعی خیلی خوبی هم از خود نشان نمیدهند و تعاملات اجتماعیشان دچار مشكل است. وسواسیها نیز به این گروه تعلق دارند و افراد وسواسی اصولا كمالگرا هستند و با قانون همه یا هیچ زندگی میكنند.
به طور كلی مضطربها و وسواسیها، در روابط با دیگران نرم نیستند. بیقراری، یكدندگی و لجاجت از خصوصیات بارز آنهاست و قصد دارند برای هر موضوعی دلیلتراشی كنند و توجیه عقلانی داشته باشند. اهل مزاح و شوخی نیستند و دیگران نیز به سختی میتوانند با آنها سازش كنند.
سلامت: همه ما انسانها در این 3 گروه قرار میگیریم؟
نه، ویژگیهای شخصیتی دیگری نیز داریم كه در این 3 گروه جای نمیگیرند؛ مثلا افراد وابسته نمیتوانند مستقل عمل كنند و همیشه سعی دارند به كمك دیگران مطرح شوند و اصلا اعتمادبهنفس ندارند. بعضی دیگر خیلی مطیع هستند و اغلب سعی دارند دل دیگران را به دست آورند و برای رسیدن به هدف تملق میكنند. بعضی از افراد نیز همیشه ناراحت هستند. این افراد افسرده نیستند و علایم افسردگی ندارند ولی خلق پایینی دارند و از آن نیز لذت میبرند و این حالت برایشان به صورت یك عادت درآمده است.
سلامت: اصلا شخصیت ما چگونه شكل میگیرد و چرا بعضی از این ویژگیها را پیدا میكنیم؟
این یك مبحث سببشناسی است؛ در باب چگونگی شكلگیری شخصیت و عوامل تاثیرگذار تاكنون نظریههای متفاوتی داده شده است؛ اینكه ژنها در این مورد نقش دارند یا نه هنوز به درستی قابل اثبات نیست اما عوامل محیطی، تعلیم و تربیت، فضای خانواده و آداب و رسوم جامعه، در شكلگیری شخصیت تاثیر زیادی دارد.
سلامت: این ویژگیها میتوانند در موفقیت انسانها نقش داشته باشند؟
هر كدام از ویژگیهایی كه نام بردم، به میزان كم میتوانند نقش بسیار مفیدی در افراد جامعه داشته باشند. وجود كمی خودشیفتگی، كمی اضطراب و وسواس یا سایر صفتها حتی میتواند باعث موفقیت انسان شود، اما همانطور كه میدانیم، اختلال شخصیت نمایشی، نوعی از ناهنجاریهای روانشناختی است. اینكه انسان همیشه سعی كند خود را مطرح كند و به رخ دیگران بكشد،
اصلا كار صحیحی نیست اما اگر به فكر ظاهر خود نباشد و به نظر دیگران در مورد شكل و ظاهرش اهمیت ندهد، او را به سوی شلختگی پیش میبرد و این حركت غیراجتماعی است. ویژگیهای شخصیتی اگر باعث آسیب رساندن به خود فرد و آزار دیگران نشوند، به هیچوجه بیماری محسوب نمیشوند. داشتن همه ویژگیها به میزان اندك كاملا طبیعی است
.: Weblog Themes By Pichak :.








