X
تبلیغات
dadajan.bologfa.com - جزو’ روش تدریس قرآن در ابتدایی

dadajan.bologfa.com

عشق یعنی زيستن

جزو’ روش تدریس قرآن در ابتدایی

 

                

                                                                                                                                                            

         

«فَاقرَؤُا ماتَیَسَّرَ مِنَ القُرانِ : آنچه برای شما امکان دارد و میسر است قران بخوانید.»

ارکان یک زبان :

گفتن ونوشتن وسیله ای است برای آگاه ساختن دیگران از مقاصد وافکار خود وشنیدن وخواندن وسیله ای است برای پی بردن به افکار دیگران. بنابراین کلیه ی کوششهایی که در زمینه ی آموزش زبان در دبستان انجام می گیردباید در جهت پرورش ارکان چهار گانه زبان باشد.

از عواملی که دانش آموزان را به فرا گرفتن قرآن علاقه مند می سازد می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- ایجاد انگیزه:

یکی از راههایی ایجاد انگیزه گوش دادن به آیات قران است. که با صوتی خوش برایشان خوانده شود یااز نوارهای قران به وسیله ضبط صوت در کلاس پخش شود. این کار گام مهمی است برای شنیدن که یکی از ارکان آموزش زبان است.

2- احساس نیاز:

تجربه نشان داده است که انسان بیشتر به دنبال کشف و آموزش مسائلی است که نسبت به آنها نیازمند است. معلم علاقه مند می تواند مکالمه دوکودک را که با زبان عربی روی نوار ضبط کرده در کلاس پخش کند.

 

3- ویژگی استاد:

 

معلم بایدبا حسن خلق، مهربانی وصمیمیت با شاگرد برخورد کند. تمیزی، مرتبی، اخلاق خوش، آزار ندادن شاگردان و ... از ویژگی های یک معلم خوب است.

4- روش تدریس:

ذکر این نکته ضروری است که آموزش قران باید به صورت آموزش فعال در کلاس تدریس شود. معلم بیشتر نقش رهبری وهدایت را برعهده گیرد وفعالیت، تحرک وجنب جوش از آن دانش آموزان باشد.

5- فضا وتجهیزات آموزشی:

 فضای مدرسه و کلاس امکانات صوتی تصویری ونرم افزارهای رایانه ای یکی دیگر ازعواملی است که دانش آموزان را به فرا گرفتن قرآن علاقه مند می سازد.

الفبای زبان عربی ( قران ):

 

چهار حرف( پ، چ ، ژ، گ )در زبان فارسی وجود دارد اما در زبا ن عربی وجود ندارد.       

 

روشهای سه گانه قرائت:

 

در قران صراحتاً تاکید شده است که این کلام الهی به ترتیل خوانده شود. ترتیل  عبارت است از: تلاوت حروف وکلمات قران به صورت«صحیح» و«شمرده» همراه با «تدبر» در معانی آیات 

 

اما ترتیل قران از لحاظ «سرعت» می تواند به سه روش صورت گیرد: 1- تحقیق  2- تدویر              3- تحدیر(حَدر)

 

قرائت به روش تحقیق:

 

یعنی «خواندن قرآن با سرعت کم ودقت زیاد » از این روش می توان در امر آموزش قرائت استفاده نمود.

 

هر چند آیات کمتری خوانده می شود، اما امکان اداء صحیح حروف وتدبر در معانی بیشتر است.

 

قرائت به روش تدویر:

یعنی « خواندن قرآن با سرعت متوسط» بدیهی است نسبت به روش تحقیق دریک زمان واحد، آیات بیشتری خوانده می شود. این همان روشی است که درمیان مردم به روش ترتیل مشهورشده است.

قرائت به روش تحدیر(حدَر):

یعنی « تلاوت با سرعت زیاد» البته بدیهی است که هرچه سرعت قرائت بیشتر می شود، ناگزیر توانایی در اداء قواعد وتدبر در معانی کمتر می گردد. اما به هرحال باید به خاطر داشت که در حَدر نیز نباید سرعت آن چنان باشد که از حد ترتیل خارج گردد.از این روش، برای تلاوت هرچه بیشتر آیات قران وکسب ثواب افزونتر استفاده می شود وطبعاً برای مبتدی اصلاً روش مناسبی نیست. چرا که نه قادر به حفظ صحت قرائت خواهد بود و نه تدبر در معانی میسر می باشد.

مصوتها (ایجاد کنندگان صدا ):

صدا های کوتاه

 صداهای کشیده

 

در فارسی

 

اَ   ΄

 

اِ ،  ِ ، ﻪ، ﻩ

 

 

اُ ، ٫

 

 

ﺁ،ا

 

 

ا ﻴ ، ﻴ ،ی ،ای

 

 

او، و

در عربی

 

اَ     ΄

 

اِ ،  ِ

 

اُ ، ٫

 

ٰ ا، ٰ

 

اﻴ ، ﻴ ،  ې

 

اُو، ۇ

 

 

صداهای امتدادپذیر و صداهای امتداد ناپذیر:

صداهای امتداد پذیر، صداهایی را گوییم که می توانیم آنها را کشیده و ممتدادا کنیم. این صداها عبارتند از:

اَ   اِ   اُ   او   اﻴ   ث  ح  خ  ذ  ر  ز  س   ش  ص  ض  ظ   ف   ل  م  ن  و  ه   ی

صداهای امتدادناپذیررا نمی توانیم ممتد وکشیده ادا کنیم بلکه به صورت کوتاه وبریده بیان می شوند این صداها عبارتنداز:    ب  پ  ت   ج   د  ط  ع  غ   ق   ک 

مثلا در کلمه « ما ش» حرف ش را می توانیم کشیده ادا کنیم اما در کلمه ی « توپ» حرف پ به صورت بریده ادا می شود.

 

 

تشدید:

 

هرگاه روی حرفی علامت «   ّ  » باشد به مفهوم آن است که این حرف دوتا بوده است« حرف اول ساکن و دوم صدار» این موضوع را اصطلاحاً سکون در تشدید می گوییم. مثال:

رَببِ   رَبِّ                                  یَدُععُ             یَدُعُّ

درهنگام بخش کردن کلمه ی مشدّد، سکون مخفی درتشدیدبا حرف صدادار قبلی تشکیل یک بخش می دهد وبه دنبال آن می چسپد وحرفی که تشدید روی آن است چون صدادار است بخش بعدی را تشکیل می دهد.

تُحِبُّ : تُ +حِب +بُ                                  عَلَّمَ : عَل + لَ + مَ

تنوین:

تنوین بر سه قسم است:

1-    تنوین نصب وعلامت آن دوفتحه است «  ً »  مانند:  هُدیًً – بَناءً – معمولاً

2-    تنوین جر وعلامت آن دوکسره است «   ٕ  » مانند: قُرانٕ -بَصیرٕ- کَریمٕ

3-    تنوین رفع وعلامت آن دو ضمه است«  ٌ  » مانند: ناصِِرٌ – کریمٌ - ِرجالٌ

 

حروف والی:

 

چهار حرف « و- ا- ل –ی »اگر هیچ کدام از علامتهای :  َ  ِ  ُ   ٰ    ّ   وُّ         ً  ٕ  ٌ را نداشته باشند، خوانده   نمی شوند.اگرروی چهار حرف و ا ل ی هر علامتی حتی علامت سکون باشد خوانده می شوند.

هنگام بخش کردن کلمه، حروف والی را منظور نمی کنیم.  مثال:

عَمِلوُا  :   عَ + مِ + لوُ

وَانحَر :  وَن +حَر   

 در ابتداء آموزش قران بهتراست حروف والی به صورت تو خالی یا رنگ قرمز و آبی نوشته شود.

وقف:

هنگام خواندن قرآن، ممکن است بخواهیم کمی توقف کرده نفس بکشیم . در این صورت حرکت حرف آخر کلمه را تغییر می دهیم این عمل را وقف گویند. چگونگی این تغییر درحالت مختلف متفاوت است:

1- اگر حرف آخر کلمه دارای صداهای کوتاه «  َ   ِ    ُ  »در هنگام وقف این صداها به سکون تبدیل شده وآن حرف ساکن خوانده می شود. مثال:

مُسلِمینَ : درهنگام وقف خوانده می شود مُسلِمین

رَحیمِ :  درهنگام وقف خوانده می شود رَحیم

غَفوُرُ :  درهنگام وقف خوانده می شود  غَفوُر

 

2- اگر حرف آخر کلمه دارای صداهای کشیده ی « ا ﯥ وُ » ویا ساکن باشد، درهنگام وقف تغییر نمی کند و همانگونه خوانده می شود. مثال:

 

رَبَّنا :  درهنگام وقف خوانده می شود  رَبَّنا

 

اِلٰهی : درهنگام وقف خوانده می شود اِلٰهی

خَرَجوُا : درهنگام وقف خوانده می شود خَرَجوُا 

یوُلَد  : درهنگام وقف خوانده می شود یوُلَد

 

3- اگرحرف آخرکلمه ای تاء گرد« ة ﺔ »در هنگام وقف به «ە ﮫ» یعنی به هاء ساکن تبدیل می شود.مثال:

 الصَّلوةَ : درهنگام وقف خوانده می شود الصَّلوە

نارٌ حامِیَهٌ : درهنگام وقف خوانده می شود نارٌ حامِیَه 

4- تنوین نصب «  ً  » در هنگام وقف به « اٰ » تبدیل می شود. مثال:

 

 حَکیماً : درهنگام وقف خوانده می شود حَکیمٰا

سُدیً : درهنگام وقف خوانده می شود سُدیٰ

5- تنوین جر «   ٍ  » وتنوین رفع «  ٌ  » در هنگام وقف به سکون تبدیل می شوند. مثال:

عَلیمٍ : درهنگام وقف خوانده می شود عَلیم

کَریمٌ : درهنگام وقف خوانده می شود کَریم

6- کلمه «هِیَ» در هنگام وقف به صورت « هی » وکلمه « هُوَ » در هنگام وقف به صورت« هُو » خوانده می شود.    

علائم وقف:

مسئله وقف و وصل و ابتدای صحیح عبارات قرآ نی،از ضروریات تلاوت کلام خدا است. چه بسا در اثرعدم توجه به این مهم،معانی آیات الهی مخدوش گردد.

اما از آنجا که اکثر مردم به زبان عربی و مفاهیم قرآن  آشنایی کافی ندارند، غالباً درانتخاب محل صحیح

وقف و وصل و ابتداء دچارمشکل می شوند؛ لذا برای رفع نسبی این مشکل،علاماتی وضع گردیده است

که برخی ازمهم ترین این علائم (رموزوقف) را شرح می دهیم.

1- (م)  وقف لازم

وقف الزامی است و در صورت وصل،احتمال تغییر مفهوم جمله،زیاد است.

2- (ط)  وقف مطلق (قف =ط)

تاکید می شود وقف کنید . چون موضوع مورد بحث،تمام است .

3- (ج)  وقف جائز ( ک= ج )

هم می توان وقف کرد هم وصل نمود.

 

4- (ص)  وقف مرخص( جه= ص )

 

به خاطر طولانی بودن جمله و کمبود نفس،رخصت داده می شود وقف کنید.

 

5-(لا)   وقف ممنوع

نباید وقف کرد .اگر به طور اضطراری مجبور شدید وقف کنید ،حتماً برگردید و مجدداً وصل نما ئید.

6- (قلی)   وقف بهتر از وصل است

7- (صلی)   وصل از وقف بهتر است ( ز = صلی )

8- (.•. .•.)  وقف معانقه

این دو مجموعه سه نقطه ای اگر بر روی دو کلمه نزدیک به هم قرار داده شود،به این معنی است که در

صورت وقف بر هر یک از آنها ،بر دیگری نمی توان وقف کرد.

ذلک الکتاب لا ریب  فیه  هدی للمتقین

وقف بر پایان هر آیه- حتی اگر جمله ناقض باشد- سنت نبوی (ص) است.(هر چند در این موارد،وصل

آیات بهتر است)

صفات حروف:

کلمه «صفت» یعنی «حالت شی ء». صفات عبارت است از: حالات مختلفه ای که حرف در هنگام تولید پیدا می کند. مثل سختی، نرمی،سستی و...

برای قاریان قران کریم، شناخت صفات حروف ازضروریات تلاوت است با رعایت این صفات، حق هر حرف به خوبی اداء شده وحروف دقیقاً از یکدیگر متمایز می گردند.

صفت استعلاء:

لغت «استعلاء» به معنای «برتری طلبی – میل به بلندی » و در اصطلاح تجویدی ، عبارت است از: میل ریشه زبان به سوی سقف دهان در هنگام تلفظ حرف. در اثراین صفت، حرف حالت پر حجم و درشتی به خود می گیرد که به این حالت تفخیم می گویند. پس: حروف استعلاء باید با صدای پر حجم درشت تلفظ شوند. حروف استعلاء هفت حرفند که عبارتنداز( ص  ض  ط  ظ  خ  غ  ق)     مثال:

ص:  صَدَقَ – صُحُفِ - صِِِِِراط   

ض:  ضَرَبَ- ضاقَ – یَعَضُ

ط:  طَبَقاً – اَطرافَ – لََطیفٌ  

ظ: ظَلَّ – غَلیظ – یَظلِمُونَ

خ: خَرَجُوا- اَخبارَها- خُلُودِ

 

: غَرَبَت – یَغیظُ - فی الغار

 

ق: قَبلَ – حَق – یَقُولُونَ

 

 

صفت استفال:

صفت «استفال» به معنی « پائین آمدن – پست شدن». ودر اصطلاح تجویدی عبارتست از: پایین آمدن ریشه زبان و دورشدن آن ازکام بالا.

دراثر صفت استفال،این حروف به حالت ترقیق یعنی با صدای نازک کم حجم تلفظ می شوند. بغیر از حروف استعلاء ، بقیه حرف دارای صفت استفال هستند.

باید دقت کرد که درشتی حروف استعلاء در کلمات ، بر تلفظ حروف استفال قبل وبعد آنها ، تاثیر نگذارد.             

صفت قَلقَلَة:

کلمه(قلقله)به معنای (اضطراب-بیقراری-تکان خوردن)ودر تجوید عبارتست ازحرکت مختصرحروف

ساکن. صفت قلقله مخصوص 5 حرف(ق-ط-ب-ج-د)می باشد که درعبارت (قطب جد)جمع شده اند.

این حروف هرگاه ساکن شوند،چه دروسط کلمه وچه در آخر(هنگام وقف)،قلقله می گیرند،یعنی باید

مختصری حرکت پیدا کند. اگر صفت قلقله در حروف(قطب جد)رعایت نگردد،صدای این حروف

در هنگام سکون در مخرجشان محبوس شده و به گوش نخواهید رسید.لذا با (رها کردن)صدای این

حروف،مشکل حل می شود.

دو نکته مهم:  1-باید دقت کرد که قلقله به حرکت کامل (فتحه و کسره وضمه)تبدیل نگردد.

2-   در 23 حروف باقی مانده،باید کمال دقت را بنمائید که در موقع سکون به هیچ وجه قلقله نگیرند

مثال حروف قلقله:

ق:  اقبل- نقتبس- یقتلون         

ط: اطراف- نطعم-  یطمع

ب: ابراهیم- ابرموا- یبسط

 

ج: اجرموا- اجرا- اجداث

د: ادبر-اردنا-یدرسون

صفت لین:

"لین" به معنای"نرمی-ضد خشونت-"و در تجوید عبارتست ازبه نرمی اداءشدن حرف. این صفت، مخصوص دو حروف"واو ساکنه ماقبل، مفتوح ویاءساکنه ماقبل،مفتوح"است.(   َ  و،   َ  ی)

مثال:خوف-قومَ یوماً

 

 

 

 

 

 

 

 

 

احکام نون ساکنه وتنوین:

نون ساکنه یا تنوین با توجه به حرفی که بعد آن قرارمی گیرد،چهار حالت گوناگون به خود می گیرد. احکام چهار گانه نون ساکنه و تنوین عبارتند از:

1-اظهار          2-ادغام             3-اقلاب              4-اخفاء

از این پس هر گاه نام نون ساکنه ذکر شد؛ تنوین را نیز شامل می شود.

1-اظهار: اظهار به معنای "ظاهر کردن"بوده ودر تجوید عبارتست از:"اداءحرف از مخرجش"

هرگاه نون ساکنه قبل از "حرف شش گانه حلقی"واقع شود،اظهار می گردد. یعنی نون به صورت طبیعی و اصلی خود و بدون هیچ گونه دخل و تصرف ،از مخرجش اداءمی شود.

حروف حلقی عبارتند از "ء-ه-ع-ح-غ-خ" مثال:

 

 

 

            در یک کلمه                               بین دو کلمه                         با تنوین

 

 ء-ا:      یَناَونَ                                         مِن اَمِرهِم                             کُلُ امَنَ

 

ه:         مِنهُم                                           اِن هُوَ                                 فَریقاً هَدی

 

ع:        اَنعَمتَ                                         مَن عَمِلَ                             سَمیعُ عَلیمُ

ح:         تَنحِتُونَ                                       فَمَن حَج                             حَکیمُ حَمیدُ

غ:        فَسَیُنغِضُونَ                                   مِن غِل                              قَولاً غَیرَ

خ:       اَلمُنخَنِقهُ                                         مِن خَیر                            حَکیمُ خَبیرُ      

2-ادغام: هرگاه نون ساکنه قبل از یکی از حروف "یرَمَلُون"یعنی (ی-ر-م-ل-و-ن) واقع شود، نون ساکنه در آن حرف ادغام می شود .یعنی نون ساکنه خوانده نمی شود و به جای آن حرف مذکور مشدد اداء      می شود.

باید توجه کرد که ادغام  نون ساکنه در چهار حرف "یمون"همراه با "غُنه" ودر دو حرف "ل-ر" بدون غنه است. منظور از "غنه" این است که در هنگام ادغام نون ساکنه در چهار حرف "یمون"، صدا از بینی خارج شده و "کمی کشیده می شود".اما در دو حرف "ل-ر"ادغام بدون غنه بوده وکشش هم ندارد.

مثال: ادغام با غنه

{ی:مَن یَهدی-اِن یَسِِرق-ایَه یُعِرضُوا            {م:  مِن مال- وَ مَن مَعَهُ- قرار مَکین

{و: مَن وُ جِدَ –مِن وَلِی- یَو مَئِذ واجِفَهُ          {ن:  عَن نَفس- اِ ن نَحنُ- شَیء نُکُر

ادغام بدون غنه  {ل:اِن لَبِثتُم- مِن لَدُ نکَ- مَتاعاً لَکُم         {ر:  مِن رَبِکُم- مِن رِباطِ- مَثَلاً رَجُلاً

نکته 1: در چهار کلمه "دُنیا-بُنیانُ-قِنوانُ-صِنوانُ"که نون ساکنه وحرف یرملون در یک کلمه قرار گرفته است ،ادغام صورت نمی گیرد و نون اظهار می گردد.

نکته 2:در دو مورد "یس  وَالقُرانِ الحَکیم"و "ن   وَالقَلَمِ وَ ما یَسطُرُون"نیز در صورت وصل حروف  مقطعه به آیه بعد، نون اظهار می شود.

3-اقلاب:  اقلاب به معنای "دگرگون کردن-تبدیل نمودن"و در تجوید عبارتست از :تبدیل کردن نون ساکنه به میم این کارزمانی صورت می گیرد که نون ساکنه به حرف "ب"برسد.مثال:مِن بَعدِ—مِم بَعدِ

دقت کنید که صدای "م" ایجاد شده باید از فضای بینی وبه همراه کمی کشش اداء شود (غنه)

مُنبَثاً-اَنبِیاءُ-اَنبِئهُم-فَانبِذ- فَانبَجَسَت- مِن بَعدِ- مِن بُطُونِِ- مَن بَعَثَنا – مِن بَقلِها- اَمَدًا بَعیدًا- بَصیرُ بَا لعِبادِ-  سَمیعُ بَصیر                                                                                                                       4-اخفاء: اخفاء به معنای "مخفی کردن" ودرتجوید عبارتست از: اداء نون ساکنه با حالتی بین اظهارو ادغام

 

نون ساکنه نزد بقیه حرف (حروف مابقی)اخفاء می گردد.در این حا لت،نون از مخرج خود اداء         نمی شود(یعنی سرزبان به محل خروج نون نمی چسبد)بلکه فقط صدای آن از فضای بینی خارج          می شود(غنه)لذا کمی هم باید کشیده شد سپس حرف بعدی تلفظ گردد.   مثال                                   در یک کلمه                       در د و کلمه                                       با تنوین                   

 

 

ت:  اَنتُم                                    وَاِن تُبتُم                                     یَوماً تُر جَعُونَ

ث:   مَنثُوراً                                 مِن ثَمَرَه                                    خَیرُ ثَوا باً

ج:  اَنجَینا                                   اِن جائکُم                                     لِکُل جَعَلنا

د:  عِندَ هُم                                  مِن دارِهِم                                   قِنوانُ دانِیَه

ذ:  اَنذِرهُم                                   مَن ذُرِ یهِ                                   یَتیماً ذا مَقرَبَه

ز:  اَنزَلَ                                     مَن زَکیها                                   نَفساً زَکِیه

س: اَنسان                                    اَن سَیشکُونُ                              لَیا ل سَوِیاً

ش: اَنشَانا                                     مِن شَرِ                                   غَفُورُ شَکُورُ

ص: یَنصُرُ کُم                               اَن صَدُوکُم                              ریحاً صَر صَراً

ض: مَنضُود                                 مِن ضَعف                               قَوماً ضا لینَ

ط : قِنطار                                    مِن طِیِن                                  صَعیداً طَیِباً

ظ : اُنظُر                                     مَن ظَلَمَ                                   ظِلاً ظلیلاً

ف : اَنفُسَهُم                                  مِن فَضل                                 خالِداً فیها

ق : یَنقَلِبُ                                    مِن قَبلِِ                                   سَمیعُ قربُ

ک : عَنکُم                                   مَن کانَ                                  قَو لاً کَریماً

همزه:   (ء  ﺃ   ﺅ   ﺋ  ئ )

همزه در زبان عربی (قرآنی)انواع صداهای کوتاه و کشیده و سکون وتنوین و.....را مانندسایر حروف الفبا می پذ یرد و به 5 شکل فوق در کلمات قرآن دیده می شود.

:اِملاءَ-اِنشاء-اَشیاءُ- ءَاَنذَرتَهُم-جَزاء-اراء

 

2-رَایِ-یَاسُ-رَاسَ-مَامُورُ-مَانُوسِ

 

3-سُوال-مُومِنُ-مُوثرُ-مُودبُ-مُوسِسَ-یُواخِذُکُم-هوالا

4-رَئسُ-قائِدُ-قرائتَ-مَسووُلُ-دائِماً-جِئتَ

5-بارِیُ-قُرِیءَ-یُبدِیءُ-یَستَهرِیءُ-اُبرِیءُ-نبیِءُ

کلمات فوق را بخش کنید و با دقت بخوانید.همانگونه که ملا حظه می کنید مادامی که همزه روی هریک از سه حرف (ا،و،ی)می نشیند،این حروف خوانده نمی شوند و فقط همزه که دارای علامت است خوانده می شود.

توجه فرمائید: کلمه قائِد را درنظر می گیریم .علامت صدای همزه"---ِ"زیر خط زمینه نوشته شده است.در بعضی از کتا بهای عربی این علامت زیر شکل همزه بالای خط زمینه نوشته می شود.(نظیر در مورد تشدید گفته شد.)یعنی     قائِدُ= قائدُ

همزه وصل:همزه وصل همزه ای است در آغاز کلمه ،که اگر در آغاز جمله خوانده و تلفظ می گرددولی هرگاه در میان جمله قرار گیرد تلفظ نمی شود و حرف بعد از آن به حرف آخر قبل وصل می شود .

مثال:اِعلَم یا وَلَدُ همزه اِعلَم چون در آغاز جمله است خوانده می شود .

ولی در جمله :یا وَلَدُٱعلَم چون همزه در وسط جمله است ،تلفظ نمی شود و لذا هیچ کدام از علامات  صدا ها و سکون را ندارد.(لخت است)علامت "ﺻ"که در بالای همزه گذاشته شده است علامت همزه وصل است.  یا وَلَدُٱعلَم     خوانده می شود:یا وَلَدُ علَم

همزه قطع:همزه ای است که در تمام موارد خوانده می شود .خواه درآغاز جمله قرارگیرد یا در میان جمله

مثال: اَکرِم یا عَلِیُ         یا عَلِیُ اَکرِم

توجه دارید که همزه اَکرِم هم در آغاز و در هم در وسط جمله خوانده شده است.

حروف شمسی- حروف قمری:

حروف عربی بر دو نوع است.

حروف شمسی آنهایی هستند که اگر "اَل"بر سر هر کدام از آنها در آید لام اَل خوانده نمی شود وآن حرف تشدید می گیرد. تعداد این حروف 14 تا است و عبارتند از:

ت  ث   د  ذ  ر  ز  س  ش ص   ض   ط   ظ  ل   ن

                      

                                             اَلشَّمسُ

 

           

ت        اَلتُّرابُ                ز           اَلزِّیارَهُ                               ط          اَلِطّفلُ                         

ث       اَلثّامِنُ                 س          اَلسِِّیاسَهُ                               ظ         اَلظّا هِرُ

د        اَلدّلیلُ                 ش          اَلشّمسُ                                ل            اَلطّیفُ

ذ        اَلذِّلَهُ                 ص          اَلصّادِقُ                                ن           اَلنُّورُ

ر      اَلرّحیِم                ض          اَلضّامِنُ

حروف قمری آنهایی هستند که اگر :اَل" بر سر هر کدام از آنها در آید،لام "اَل" خوانده می شود و آن حرف تشدید نمی گیرد.تعداد حروف قمری نیز 14 تا است و عبارتند از :                                  

ء  ب  ج  ح  خ  ع  غ  ف  ق  ک  م  و  ه  ی

ء     اَلِا حسانُ                  ع         اَلعلمُ                               م          اَلمُرسَلا تُ

ب   اَلبا طِنُ                    غ        اَلغُروُرُ                             و         الواحِدُ

ج     اَلجَلال ُ                    ف        اَلفَلا حُ                            ه         اَلهِلا لُ

ح    اَلحَقُ                        ق       اَلقادِرُ                              ی         اَلیَومُ

خ   اَلخا لِصُ                    ک       اَلکِتا بُ

 

توجه کنید:  حرف :"الف"  چون قبول حرکت (صدا)نمی کند هیچگاه اول کلمه قرار نمی گیرد. زیرا کلمات ابتدا به ساکن درعربی وجود ندارد. در کلماتی از قبیل:

اَحمَد-اِمارَت- اُحُد- ایات و.....اول کلمات همزه است نه الف لذا "الف" نه جزو حروف شمسی است و نه جزو حروف قمری.

تذکر1: همزه ی « ال » که بر سر حروف شمسی وقمری می آید همزه ی وصل است.

تذکر 2: می توانیم همزه ی وصل را ننویسیم.

 

 

 

اشباع:

 

یکی از ضمایر درزبان عربی ( قرانی )عبارتست از « هُ  ﮫُ » به معنی او

1- اگرحرف آخر کلمه ضمیر« هُ ، ﮫُ »  بوده حرف قبل از آن صدای    َ   یا     ُ داشته باشدبا صدای کشیده ی "  وُ " یعنی به صورت هوُ خوانده می شود. در این صورت می گوییم ضمیر« هُ  ﮫُ » را اشباع کرده ایم یعنی به صورت صدای کشیده ی هوُ خوانده ایم. مثال  عِبادَهُ – یَرَهُ – کِتابَهُ – مَعَهُ 

2- اگر حرف آخر کلمه ی ضمیر« هِ ﮫِ »  بوده حرف قبل از آن صدای    ِ  داشته باشد با صدای کشیده ی " ی" یعنی به صورت هی خوانده می شود. در این صورت می گوییم ضمیر« هِ ،  ﮫِ » را اشباع کرده ایم یعنی به صورت صدای کشیده ی «هی » خوانده ایم. مثال : رَبِهِ – عِبادِهِ – دوُنِهِ – حَصادِهِ

 

تذکر : اگر« ه ،  ﮫ» ضمیر نباشد وجز خود کلمه باشد دراین صورت همانگونه که هست خوانده می شود و اشباع نمی شود. مثال : فَواکِهُ – اُکرِهَ – لَم یَنتَهُ 

 

توجه کنید درکلمه ی هذِهِ ، هِ هاء ضمیر نیست ولی اشباع می شود.

 

3- اگر حرف قبل از ضمیر ساکن بوده یا صدای کشیده ا وُ ٰ داشته باشد ضمیر« ه » با صدای خودش خوانده و اشباع نمی شود. مثال: مِنهُ = مِن+ ﮫُ                 اَراهُ = اَ + را + هُ

4- وقتی دو کلمه را با هم می خوانیم ضمیر« ﮫُ» اشباع نمی شود با صدای کوتاه   ُ  خوانده می شود.

یعنی اگر حرف بعد از ضمیر « ه ،  ﮫ» ساکن باشد وهنگام خواندن صدای ضمیر با حرف ساکن خوانده می شود در این صورت اشباع نمی شود. مثال : لَهُ الحَمدَ  خوانده می شود   لَ + هُل + حَم + دُ

بِهِ اللهِ – لَهُ الحُکمُ

5- دو استثناء : در آیه 7 سوره ی زُمَر کلمه یَرضَهُ اشباع نمی شود. ودر آیه 69 سوره ی فرقان ترکیب  فیهِ مُهاناً با اینکه حرف قبل از ضمیر صدای کشیده" ﻴ " دارد ونباید اشباع شود، استثنائاً اشباع می شود.

چند قاعده ی مهم:

 حرفی که صدای کوتاه   ِ  دارد اگر به یاء صدادار یا مشدد برسد با صدای کشیده ی " ﻴ " خوانده می شود

مثال : هِیَ خوانده می شود ﻫﻳ + یَ     لِیَ – رَضِیَ – هُدِیَ

هرگاه صدای کشیده ی« وُ » به لام کوچک برسد تبدیل به صدای کوتاه   ُ  می شود به شرط آنکه بعد از حرف لام کوچک یکی از حروف  ﯧ  ی  وجود نداشته باشد. مثال : اُولٰئِکَ  خوانده می شود اُلٰیِکَ

هٰؤُلاءِ  خوانده می شود  هٰاءُلٰاءِ       

مَدّ و اقسام آن

مد از لحاظ لغوی به معنای زیادت وافزونی است واز نظر تجوید عبارتست از: امتداد صوت در حروف مد( صدای کشیده االف واو یاء) بیش از میزان طبیعی.

هر گاه بعد از حروف مدی همزه، سکون یا تشدید واقع شود حرف مد باید بیش از میزان طبیعی کشیده شود.( همزه ، سکون وتشدید را سبب مد گویند.) مثال :

جاءَ – سوُءَ – جی ءَ – مُومِنین – ضالینَ – یا اِبراهیمُ -  و ....

دربرخی موارد صدای کشیده بیشتر ازحد طبیعی کشیده می شود:     1- مد طبیعی: سارَ   رَحیمِ    سوُرَةُ

2- مد متصل: اگر صداهای کشیده وسبب مد در یک کلمه باشند، آن را مد متصل یا واجب نامند وباید آن  را به اندازه چهار برابر حالت طبیعی کشید یعنی اندازه خواباندن چهار انگشت به طور متوالی. مثال:

صاد – اَلحاقَّهُ – جاءَ – حاجَّکَ

3- مد منفصل : اگر هر کدام از صداهای کشیده در یک کلمه وسبب مد در کلمه دیگر باشد، آن مد را مد منفصل (مستحب) گویند، وباید آن صدا را به اندازه ی دوبرابر حالت طبیعی کشید. مثال:

اِنا انَزلَنا هُ – یا اِلهی – بَنی اسرائیلَ

4- مد عارضی: مدی است که هنگام وقف کلماتی که حرف قبل از حرف آخر آنها صدای کشیده دارد پیدا می شود. تَعلَمُونَ  در هنگام وقف  تَعلَمُون                  مُشرِکینَ در هنگام وقف مُشرِکین  

5- مد لین : اگر بعد از حروف لین« دو حروف واو ساکنه ماقبل، مفتوح ویاءساکنه ماقبل،مفتوح» همزه یا سکون قرار گیرد، آن را هنگام تلفظ به اندازه دو انگشت یا سه انگشت می کشند. مثال:

 حَولَین – مَوت – قُرَیشٍ – حم عسق ( حا میم عَین سین قاف )

6- مد اشباع : این مد هنگام اشباع ضمیر « ه ﮫ » ایجاد می شود. مثال : مالُهُ – اَمرُهُ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حروف مقطّعه درقران مجید:                                                                                              

 

در ابتدای 29 سوره از 114 سوره ی قران حروفی به نام حروف مقطعه یا رموز قران وجود دارد. این حروف با اینکه صدا ندارند، خوانده می شوند.درجدول زیربه طرز خواندن آنها می پردازیم:

 

نام سوره هایی که این حروف در آغاز آنها هستند

 خوانده می شود

 حروف مقطعه

 

بقره- آل عمران- عنکبوت- روم – لقمان – سجده

اعراف

یونس- هود – یوسف – ابراهیم – حجر

رعد

مریم

ص

ق

ن

طه

یس

فصلت – زحرف – دخان – جاثیه – احقاف – مومن

شوری

نمل

شعرا - قصص

الف – لام – میم

الف – لام – میم – صاد

الف – لام – را

 

الف –لام – میم – را

 

کاف – ها – یا –عین - صاد

 

صاد

 

قاف

 

نو

طا – ها

یا – سین

حا – میم

 

حا – میم – عین – سین - قاف

 

طا – سین

 

طا – سین - میم

 

الم

 

المص

الر

المر

کهیعص

ص

ق

ن

طه

یس

حم

 

حمعسق

طس

طسم

 

 

 

                   

 

اهداف جزئي آموزش قرآن كريم در پايه اول ابتدايي

دانش آموز در پايان سال تحصيلي، توانايي هاي زير را كسب مي كند:

الف) حيطه دانش و اطلاعات

1- قرآن را سخن خداوند متعال و قابل احترام مي داند.

2- با بعضي از آداب خواندن قرآن مانند پاكي و پاكيزگي آشنا مي شود.

3- با بعضي از سخنان خداوند و داستان هاي قرآن آشنا مي شود.

4- مي داند كه خواندن قرآن و كاراهاي ديگر را بايد با «بسم الله» شروع كند.

5- حروف و حركات ناخوانا را كه به صورت توخالي نوشته شده است، مي شناسد.

ب) حيطه مهارت و عمل

1- با گوش دادن به آيات قرآن مي تواند هفت سوره كوچك را شبيه نوار آموزشي بخواند.

2- داستان هاي كتاب را از روي تصاوير بازگو مي كند.

3- هنگام خواندن و شنيدن قرآن به طور نسبي مؤدب است.

4- قرآن را تميز و پاكيزه نگه مي دارد.

ج) حيطه عاطفي و گرايشي

1- به شنيدن قرائت زيباي قرآن علاقه نشان مي دهد.

2- دوست دارد قرآن را زيبا بخواند.

3- علاقه مند است سوره هاي قرآن را حفظ كند.

4- دوست دارد قرآن را پاكيزه نگه دارد و به آن احترام گذارد.

5- شركت در جلسات و برنامه هاي قرآني را دوست دارد.

آموزش لوحه:  روش

1-آموزگار باید از قبل لوحه را به وسیله طناب نازک و گیره لباس در وسط تخته سیاه نصب کند

 

2-هرلوحه شامل دو قسمت است .در قسمت بالا ترکیب صامتها و مصوتها که تاکنون در در درس فارسی

آموخته اند،نوشته نشده است.قسمت پایین لوحه شامل کلمات یا عبارات قرآنی می باشد که از این صامتها

ومصوتها تشکیل شده است .آموزگار روخوانی کلمات قرآن را از روی لوحه تدریس می کند.

3-آموزگار به هیچ وجه نباید کلمات را بخواند،بلکه باید فقط با نشان دادن کلمات ،دانش آموزان آنها را دسته جمعی می خوانند.

4-آموزگار در بخشهای دارای مصوت کوتاه،به مصوت کوتاه اشاره می کند تا دانش آموزان به طور دسته جمعی آن بخش را بخوانند:   بَ

5-آموزگار دربخشهای دارای مصوت بلند ،به صا مت و مصوت بلند اشاره می کند و دانش آموزان به طوردسته جمعی آن بخش را می خوانند، مانند:    بٰا

6- در بخشهای دارای دو صامت از مصوت کوتاه به صامت دوم اشاره می شود؛مانند:  اَد؛ توجه کنید در کلمه زیر هر سه نوع اشاره آمده است.         اَ دبٰارَ

7- تمام کلمات لوحه به شیوه ی فوق توسط آموزگار نشان داده شده و دانش آموزان آنها را دسته جمعی می خوانند. این کار با توجه به توانایی دانش آموزان چند بار تکرار می شود.

8- یکی از دانش آموزان قوی و داوطلب، پای تابلو آمده ومانند معلم به کلمات اشاره کرده تا دانش آموزان دسته بخوانند. در صورت نیاز، آموزگار در نشان دادن صامتها ومصوتها، به او کمک می کند. توجه شود این دانش آموز نیز مانند معلم ، نباید کلمات را بخواند.

9- پس از تمرین کافی به وسیله لوحه، دانش آموزان کتاب قران خود را باز کرده وهر دو قسمت لوحه را ازروی کتاب جمع خوانی می کنند. برای تمرکز ونظم بیشتر،خواندن هرسطر با فرمان معلم آغاز می شود

آموزگار از دانش آموزان می خواهد هنگام خواندن هر کلمه، آن را نشان دهند.

10- هر یک از دانش آموزان داوطلب به صورت انفرادی یک سطر را می خوانند، در صورت زیاد بودن تعداد داوطلبان هر دانش آموز یک کلمه را می خواند. 

روش آموزش سوره هاي قرآن

به استثناي روزي كه يك ساعت كامل اختصاص به قرآن دارد يك روز يك جمله از نوار پخش شده و دانش آموزان به صورت دسته جمعي مي خوانند و در روز بعد ارزشيابي صورت مي گيرد.بدين ترتيب اين كار به صورت يك روز آموزش و يك روز پرسش خواهد بود. تا آموزش سوره كامل شود.

در روزهاي پرسش، ابتدا ، از دانش آموزان بخواهيد جمله ها را به طور دسته جمعي بخوانند ، سپس كلاس را به دو يا سه دسته تقسيم كنيد و ازهر گروه سوال كنيد . آن گاه ازسه يا چهار دانش آموز كه روي يك نيمكت نشسته اند سوال كنيد و در نهايت از چند نفر نيز به صورت انفرادي پرسش نماييد. در پرسش انفرادي بهتر است به ترتيب، از افراد داوطلب، افراد قوي تر، افراد ضعيف و افراد كم رو سوال كنيد.

روش تدريس داستان ها

  در زنگ خاص قرآن، پس از تمرين سوره هفته داستان ها را به كمك تصاوير كتاب براي دانش آموزان تعريف مي كنيم. در بيان داستان ها بايد به نكات زير توجه داشته باشيد:

1- داستان هاي هر درس ، با پرسش و پاسخ از دانش آموزان و فعال كردن آن ها بيان مي شود و دانش آموزان پس از شنيدن اولين داستان با دو شخصيت علي و زهرا آشنا مي شوند و مي توانند آموزگار را در تعريف داستان ها ياري كنند بدين وسيله مهارت سخن گفتن كه از اهداف مهم درس فارسي است، در درس قرآن نيز تقويت مي شود.

2- به دليل محدوديت صفحات كتاب، براي هر داستان تنها چند تصوير در كتاب دانش آموزان ترسيم شده است، آموزگار مي تواند با توجه به ويژگي هاي دانش آموزان، ضمن توجه به پيام و هدف اصلي داستان در كم و زياد كردن آن – البته غير از داستان هاي نقل شده از قرآن كريم- از خلاقيت خويش نيز بهره گيرد.

در ارزشيابي از داستان هاي كتاب ، آموزگار پيش از بيان داستان جديد، ميزان يادگيري داستان قبلي را با يادآوري و پرسش ارزشيابي مي كند و از دانش آموزان مي خواهد كه داستان را تعريف كنند.

روش آموزش روخواني كلمات و عبارات قرآن

در زنگ خاص قرآن پس از جمع خواني و يادآوري سوره هفته ، روخواني عبارات قرآن آموزش داده مي شود. دردرس هايي كه علاوه بر روخواني كلمات قرآن ، داستان نيز دارد، پس از آموزش روخواني كلمات، داستان به روشي كه بيان شد براي دانش آموزان تعريف مي شود.

در آموزش روخواني بايد به نكات زير توجه داشته باشيد:

1- هر درس روخواني قرآن ، بايد حداقل يك هفته پس از آموزش صامت يا مصوت جديد در درس فارسي، تدريس شود.

2- براي اين كه بچه ها مهارت بيشتري در روخواني كلمات و عبارات قرآن كسب كنند ضروري است تركيب صامت ها يا مصوت ها در درس فارسي بيشتر مورد تاكيد و تمرين قرار گيرد.

3- آموزش كلمات و عبارات قرآني هر درس ، ابتدا از لوحه شروع مي شود سپس از روي كتاب تمرين مي گردد. رعايت اين ترتيب براي دقت بيشتر دانش آموزان ضروري است.

4- آموزگار بدون آن كه خودش كلمه اي را بخواند، با اشاره به مصوت هاي كلمات از دانش آموزان مي خواهد كه هر كلمه را دسته جمعي و به صورت بخش بخش بخوانند.

5- در بخش هاي داراي دو صامت، آموزگار دست خود را از مصوت به سوي صامت دوم، حركت مي دهد تا دانش آموزان اين گونه بخش ها را صحيح بخوانند.

6- پس از آموزش هر لوحه در زنگ خاص قرآن، آن لوحه به مدت يك هفته ، همه روزه در زمان ده دقيقه ها ، توسط دانش آموزان يك بار جمع خواني مي شود.

7- مناسب ترین شيوه براي خواندن كلمات آن است كه دانش آموز با ديدن هر بخش از يك كلمه همان بخش را بلند بخواند.

8- در مواردي كه دانش آموز كلمه اي را اشتباه مي خواند، آموزگار نبايد اشتباه او را تصحيح كند بلكه بايد با نشان دادن مصوت ها نظر او را جلب كند تا خود دانش آموز كلمه را صحيح بخواند.

                        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت 11:19  توسط داود بلوچی  |